تخطي إلى المحتوى الرئيسي

من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
مربوط - به پيغمبر صلَّى الله عليه و آله - در دست تو است . و گوئى كه اين نوعى سرزنش از جانب ايشان نسبت به حسب و نسب معمر بوده است . و اين وجه براى جواب مناسبتر از وجه اوّلست . جملهء « موى او را شانه ميزد . . . الخ » ترجمهء جمله اى است كه بر اين گونه در متن ذكر شده است : « و كان معمر بن عبد اللَّه يرجّل شعره عليه السّلام » . ولى در صفحهء 250 جلد 4 كافى بجاى اين جمله چنين آمده است : « يرحل لرسول الله صلَّى الله عليه و آله » يعنى معمر بن عبد اللَّه جهاز بر شتر پيغمبر مينهاد » . سپس در كافى چنين مىافزايد كه : فقال رسول الله صلَّى الله عليه و آله : ) * « يا معمر ، انّ الرّحل اللَّيلة لمسترخى » ) * يعنى : « پس رسول خدا صلَّى الله عليه و آله گفت : اى معمر ، امشب جهاز سست است » . و در تهذيب نيز چنين آمده است . و در صحاح ذكر شده است كه : * ( « رحلت البعير ارحله رحلا ، اذا شددت على ظهره الرّحل » . و ممكن است كه عبارت اصل نسخهء فقيه بجاى « يرجّل شعره يرحل بعيره » بوده باشد ، يعنى معمر شتر او را جهاز مىنهاد . و اين عبارت توسط نسخه برداران تصحيف شده و به اين صورت درآمده باشد . و علَّت اين تصحيف نزديكى و شباهت اين دو عبارت است . و خبر تا « يوم عرفه » در حديث حسن كالصحيح در كافى از معاوية بن عمار از امام صادق عليه السّلام « در باب حج النبى صلَّى الله عليه و آله » با زيادى كه مصنّف ذكر نكرده است روايت شده است . و « عبر » بكسر عين - در مراصد « اصطلاحا شامل اراضى غرب فرات تا صحراى عربستان است ، و عبريان يهود به همين كلمه منسوبند ، و وجه اين تسميه اينست كه ايشان در آن وقت از فرات عبور نكرده بودند . و ظفار بفتح اوّل و بناء بر كسر - نام دو شهر در يمن است ، كه يكى از آن دو نزديك صنعاء است كه جزع ظفارى را به آن نسبت ميدهند ، و اين دو شهر مسكن ملوك حمير بوده است ، و بعضى گفته‌اند كه ظفار نام خود شهر صنعاء است » . 2295 - رسول خدا صلَّى الله عليه و آله گرد كعبه طواف كرد ، تا چون به ركن