تخطي إلى المحتوى الرئيسي

من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
فرمود : اى مردمان اين جبرئيل است كه مرا امر مىكند تا هر كس را كه با خود هدى ( قربانى شتر يا گاو يا گوسفند ) نرانده است امر كنم كه محل شود ( از احرام تقصير كرده بيرونايد ) و من خود نيز اگر هدى نرانده بودم ، هر آينه چنان مىكردم كه شما را همى فرمايم ، ولى من هدى رانده‌ام ، و راننده هدى را نمىرسد كه محل شود تا آنگاه كه قربانى به محل خود ( جاى ذبح كردن ) برسد . توضيح : « از ظاهر كلام چنين استفاده مىشود كه قبلا كه به قصد حجّ با احرام وارد مكَّه مىشده‌اند طواف و سعى بجاى آورده ، ولى محلّ نمىشده‌اند تا پس از انجام مناسك حجّ و اين واقعه پيش از كوچ به عرفات رخ داده است » . پس سراقة بن مالك بن جعشم كنانى در برابر آن حضرت به پا خاست و گفت : يا رسول الله تو دين ما را بما آموختى پس گوئى كه ما امروز آفريده شده‌ايم ، آيا رأى شما اينست كه اين موضوع كه ما را به آن فرمان دادى مخصوص امسال ما است ، يا براى هميشه است ؟ رسول خدا صلَّى الله عليه و آله فرمود : نه ، بلكه براى أبد و هميشه است ، و آنگاه مردى برخاست و گفت : يا رسول الله ما روانهء ( عرفات ) شويم و آب غسل از سر و روى ما بريزد ؟ ( باتّفاق فريقين اين مرد خليفهء ثانى بود ) پس پيمبر صلَّى الله عليه و آله فرمودند : تو هرگز به اين حكم ايمان نخواهى آورد و علىّ عليه السّلام در اين هنگام در يمن بود ، و چون بازگشت فاطمه سلام الله عليها را بحالى يافت كه محل شده و از احرام خارج گشته بود . پس با شگفتى و به منظور كسب اطَّلاع از فرمان پيمبر صلَّى الله عليه و آله