و ابراهيم عليه السّلام براى آن بناء دو درگاه قرار داد : درى كه از آن داخل ميشد ، و درى كه از آن بيرون ميرفت . و كعبه - پس از آنكه ابراهيم عليه السّلام از بناى آن بپرداخت ، همچنان عريان و بدون جامه بود ، تا ابراهيم عليه السّلام از آن سرزمين عزيمت كرد ، و اسماعيل عليه السّلام همچنان در آنجا مقيم بماند ، و با زنى از عمالقه ازدواج كرد ، و پس از چندى او را رها ساخت . و بانوئى حميريّه را بهمسرى بگزيد . و او زنى خردمند بود ، و چون آن دو درگاه بيت را با دقّت و تأمّل بنگريست ، اسماعيل عليه السّلام را گفت : آيا اجازت هست كه پرده اى بر اين دو درگاه بياويزم ؟
اسماعيل عليه السّلام گفت : آرى . پس آن بانو دو پرده آماده ساخت ، كه طول آنها دوازده ذراع بود ، و اسماعيل عليه السّلام آنها را در جلو دو درگاه بياويخت ، و اين منظره در نظر او جالب و شگفت آمد ، پس آنگاه آن بانو گفت : آيا اجازت هست كه براى كعبه جامه هائى ببافم كه سراپاى آن را بپوشد ، زيرا كه اين سنگها نازيبايند ؟ اسماعيل عليه السّلام گفت : آرى .
پس هر تخته از آن قماش را كه آماده ميساخت ، بقسمتى از ديوار مىآويخت .
ولى موسم حجّ فرامىرسيد ، و هنوز قسمتى از ديوار كعبه بدون پوشش مانده بود .
من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 77
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٧٧