طرف مسجد خيف ابراهيم را ندا دادند : كه اى ابراهيم براستى كه آن رؤيا را تحقّق بخشيدى ، زيرا كه ما نيكوكاران را چنين پاداش مىدهيم ، براستى كه اين آزمايش كه ما ابراهيم و فرزندش را با آن آزموديم هر آينه آزمايشى است كه حقيقت ايمان آن دو را آشكار ساخت ، و ما او را به وسيلهء مذبوحى عظيم نجات داديم ، يعنى با فرستادن قوچى ابلق ، و يا آنكه در سرزمين سبز و علفزار ميرفته و در علفزار مىچريده و هميشه بعلفزار چشم مىگشوده و در همان جا سرگين و بول ميريخته ( كنايه از اينكه در محلّ بسيار مناسب پرورش يافته و فربه گشته ) و شاخدار و نر بوده ، و در باغهاى بهشت چهل سال چريده بوده است .
نويسندهء اين كتاب رضى الله عنه - گويد : خوش نداشتم كه اين كتاب را با ذكر داستانها بدرازا كشم زيرا قصد من از تأليف اين كتاب ايراد نكته هائى بود ، و من داستانها را بطور مشروح در كتاب النّبوّة ذكر كردهام .
2280 - و ابراهيم و اسماعيل عليهما السّلام مسجد الحرام را در ما بين صفا و مروه تحديد كردند ، و از اين رو مردم از مسجد صفا حجّ بجاى آورند .
شرح : « مراد آنست كه مردم طواف را از جانب صفا در مسجد الحرام ابتدا مىكنند كه محاذى حجر الاسود است » .
2281 - و روايت شده است كه ابراهيم عليه السّلام ميانگين حزوره تا مسعى
من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 74
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٧٤