و چنان افتاد كه آب زمزم قطع شد ، پس اسماعيل از كمى آب شكايت به ابراهيم عليه السّلام برد ، و خداوند عزّ و جلّ به ابراهيم عليه السّلام وحى فرستاد ، و او را بحفر زمين فرمان داد ، و او و اسماعيل و جبرئيل عليهم السّلام به حفر پرداختند ، تا آب زمزم ظاهر شد .
شرح : « علامهء مجلسى در مرآة العقول گويد : شايد كه نخستين مرحلهء ظهور آب زمزم در اثر آن بوده است كه اسماعيل عليه السّلام پاى خود را بر روى زمين سائيده ، و از آن پس آب زمزم رو به خشكى رفت ، تا ابراهيم عليه السّلام در همان جا حفّارى كرده ، تا آب ظاهر شده است ، و ممكن است كه اين حفر به منظور افزايش آب مىبوده ، و بنا بر اين معنى قول امام عليه السّلام كه فرمود : « تا آنكه آب زمزم ظاهر شد « اين باشد كه آب بنحو چشمگيرى ظاهر شده ، و مراد از ظهور كثرت باشد » .
و ابراهيم عليه السّلام بر چهار گوشهء چاه ( با كلنگ ) ضربتى زد ، و در هر ضربت بسم الله گفت ، پس چهار چشمه بجوشيد ، پس جبرئيل عليه السّلام او را گفت : بنوش أى ابراهيم و براى فرزندانت در آن آب طلب بركت كن ، و از اين آب بر خود بيفشان ، و گرد اين خانه طواف كن ، زيرا اين سرچشمه اى است كه خداوند تعالى آن را براى اسماعيل و فرزندانش روان ساخته است .
و امّا در خصوص قول خداوند عزّ و جلّ كه فرموده است : « در آن بيت آيات بيّناتى هست كه از جمله مقام ابراهيم براى نماز است » پس يكى از آن آيات اينست كه
من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 79
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٧٩