وارد شده است كه ذبيح اسماعيل است ، و بعضى دائر بر اينكه او اسحاق است ، و راهى بسوى ردّ اخبار - در صورتى كه طرق آن صحيح باشد - وجود ندارد ، و ذبيح اسماعيل بود ، ولى اسحاق چون متولَّد شد پس از آن ، آرزو كرد كه اى كاش او همان كسى مىبود كه پدرش به ذبح او مأمور مىشد ، و او در برابر امر خدا صبر ميكرد و تسليم مىگشت ، همانطور كه برادرش صبر كرد و تسليم شد ، تا به درجهء او در ثواب نائل مىآمد ، پس خدا اين انديشه را كه در دل او ميگذشت بدانست ، و در برابر اين تمنّى در جمع فرشتگان خود ، او را ذبيح ناميد .
و من اسناد آن را در كتاب النبوّة بطور متّصل به امام صادق عليه السّلام ذكر كردهام .
2279 - و از امام صادق عليه السّلام پرسيدند كه ابراهيم عليه السّلام در كجا اراده كرد تا پسرش را ذبح كند ؟ امام فرمود : در جمرهء وسطى .
و چون ابراهيم تصميم گرفت تا پسرش را صلَّى الله عليهما ذبح كند ، جبرئيل عليه السّلام كارد را بگرداند ، و قوچ را از طرف ثبير ( نام كوهى است در مكَّه ) بدان سوى كشيد ، و پسر را از زيردست ابراهيم برآورد ، و قوچ را بجاى پسر قرار داد ، و از
من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 73
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٧٣