تخطي إلى المحتوى الرئيسي

من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
چيزى از تو بخواهند بگو : آرى ، و مگوى : نه ، زيرا كه گفتن « نه » دليل عجز و نشان پستى و حقارتست ، و چون در راه سرگردان شويد ، پس فرود آئيد . و چون در مقصد شك كنيد ، متوقّف شويد ، و بمشورت پردازيد ، و چون با يكنفر مواجه شويد در بارهء راه خود از او مپرسيد ، و او را براهنمائى خود مگيريد ، زيرا شخص واحد در بيابان موجب شك و ترديد است ، و ممكن است كه او جاسوس دزدان يا همان شيطانى باشد كه شما را سرگردان كرده است ، و همچنين از دو نفر نيز بر حذر باشيد ، مگر آنكه در وجود ايشان نشانه هائى از صدق به بينيد كه من آن را نمىبينم ، زيرا شخص عاقل چون خود چيزى را به چشم خود ببيند حق را از آن ميشناسد ، و شخص حاضر و ناظر چيزهائى را مىبينيد كه شخص غائب نمىبيند . فرزند عزيزم ! چون وقت نماز فراز آيد ، آن را براى كارى بتأخير ميفكن ، آن را بجاى آور ، و فكر خود را از بابت آن بپرداز ، و خاطرت را از آن جهت آسوده ساز ، زيرا نماز دينى است كه ميبايد پرداخته گردد ، و نماز را در جماعت بگزار ، هر چند كه اين كار در صعوبت چنان باشد كه گوئى بر سر نيزه اى ايستاده اى ؛ و بر پشت مركب خود مخواب ، زيرا كه اين كار مجروح شدن پشت آن را تسريع مىكند ، و اين از كار حكيمان نيست ، مگر آنكه در كجاوه اى نشسته باشى كه براى راحت ساختن مفاصل خود امكان تمدّد داشته باشى . و چون به نزديكى منزل برسى از مركب فرود آى . و پيش از