مرضى من الكرم .
و ديگر غلو دروغين است مانند گفته ابى الطيب : دشمن تو بهر زبان نكوهيده و مذموم است هرچند ماه يا خورشيد باشد " « 1 »
و از اقسام غلو كاذب يكى آن است كه شخص را بگونهاى بستايند كه مستلزم توهين به مقدسات باشد مانند گفته متنبى : اگر مانند تو بوده يا خواهد بود . در آنصورت من از اسلام بيزارم " .
ما حسن مبالغه را در شعر انكار نمىكنيم اما نبايد كار به توهين مقدسات بكشد .
شما شعر متنبى را با اين شعر كه شاعرش آن را در بيان ضعف حال خويش سروده است مقايسه كنيد :
فلو قلم القيت فى شق راسه * من الضعف ما غيرت للرسم من نقط
اينقدر ناتوان شدهام كه اگر در شكاف سر قلمى قرار گيرم هيچ نقطهاى را هم در نوشته تغيير نمىدهيم !
چنان كه مىبينيم مبالغه اين شعر بسيار شديد است لكن در نزد نفس نامطبوع نيست .
ابن رشد محاكات ناطقان به اشياء غير ناطق را نيز از اقسام غلو كاذب شمرده است چنانكه عرب زنان را به آهوان و گاوان وحشى تشبيه مىكند .
ناگفته نماند كه اگر شعرا چنان كه شايسته است حرمت شعر و شاعرى را پاس دارند ، مىتوانند سود فراوانى به جوامع انسانى برسانند . هرچند كه هدف اعلاى آدمى تحريك شدن در پرتو انوار عقل است و نه احساس فقط .
اما اگر شعر سرمايه تجارت شاعران گردد و از پرتو دانش كسب نور نكند ، دردى بر دردها خواهد افزود و دارو به درد تبديل خواهد شد .
هامش
( 1 ) -عدوك مذموم بكل لسان * و لو كان من اعدائك القمران( 2 ) -ان كان مثلك كان * او هو كائن
فبرئت حنيئذ من الاسلام .