كبرى حذف شده و كليت نيز از آن اراده شده است ، در صورتى كه اين قياس بنحو كلى ، درست نيست .
البته اگر نتيجه ظنى از آن اراده شده باشد ، در آنصورت از مقدمات خطابه خواهد بود چنان كه گذشت .
و هم مانند اينكه در قياس ، قيدى از كبرى حذف شود مانند " هر كس به خدايى فرعون معتقد است به جسميت وى نيز معتقد است و هر كس به جسميت وى معتقد است ، صادق است ، پس معتقد به خدايى او نيز صادق است " . در اين قياس يك قيد حذف شده است و آن قيدى استكه براى صادق بودن است صادق در اعتقاد جسميت است نه در هر عقيده
بارى مغالطه داراى اقسام فراوانى است كه ايراد همه آنها ضرورى نيست « 1 » .
حل پارهاى از مغالطات و بيان اشكالات آنها ، از باب تمرين و به جهت مهارت ذهن ، كار پسنديده و نيكى است مثلا به اين مغالطه توجه نموده و اشكال آن را بيان كنيد : از قرآن بدست مىآيد كه " اگر خدا خير را در مردم مىدانست روى گردان مىشدند " . زيرا آيه مىگويد : " اگر خدا خيرى را در آنها مىدانست ، آنها را مىشنوانيد و اگر آنها را مىشنوانيد روى مىگردانيدند « 2 » " پس اگر خدا خيرى را در آنها مىدانست روى مىگردانيدند ؟ ! ! . . .
بهرحال بحث ما در صنعتهاى پنجگانه به پايان رسيد و با آن بحث در منطق هم بمتد مرسوم پايان مىپذيرد .
و اينك بحث در ملحقات .
هامش
( 1 ) - به مقصود الطالب ص 311 " رجوع كنيد .
( 2 ) -" لَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِيهِمْ خَيْراً لَأَسْمَعَهُمْ وَ لَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّوْا- انفال آيه 23 " .