حلال وحرام آن را حرام دانستيم وأهل بيت پيغمبر خود ، محمد ( ص ) را دوست
مىداشتيم وچون يارى به خويشان خويش ، در يارى آنان كوتاهى ننموده وبا دشمنان
آنان جنگيديم . "
من به آنها مىگويم : " بر شما بشارت باد كه من پيغمبر شما ، محمد ( ص ) هستم
وشما در دنيا چنان بوديد كه اكنون بيان داشتيد . " پس از آن از حوض كوثر آنان را سيراب
مىكنم وآنان با چهره هاى باز وشادمان ، به سوى بهشت مىروند ودر آنجا جاويدان
وهميشگى خواهند ماند . "
مرگ معاوية ونامه يزيد در باره اخذ بيعت
مردم در هر مجلس ومحفلى سخن از كشته شدن حسين ( ع ) به ميان مىآوردند
واين موضوع را بسيار بزرگ مىشمردند وانتظار وقوع آن را داشتند .
هنگامى كه معاوية در ماه رجب سال 60 هجرى هلاكت شد ، يزيد به فرماندار
مدينه وليد بن عتبه نامه اى نوشت وبه أو دستور داد كه براي من از تمامى أهل مدينه به
خصوص از حسين ( ع ) بيعت بگير ، واگر حسين از بيعت امتناع كرد ، سرش را از بدنش
جدا كن وبراي من بفرست .
وليد ، مروان را به حضور خواست ونظر أو را در اين موضوع جويا شد وبا وى
در اين مورد مشورت كرد .
مروان گفت : " حسين ( ع ) هرگز تن به بيعت نمىدهد . اگر من به جاى تو بودم
وقدرتى كه اكنون در دست تو است مىداشتم ، بدون درنگ حسين را مىكشتم . "
وليد گفت : " در چنين وضعي آرزو مىنمودم هرگز به دنيا نمىآمدم [ كه اقدام به
چنين كارى كنم واين ننگ بزرگ را به گردن بگيرم . ] "
پس از آن مأمور فرستاد تا حسين ( ع ) را به خانه خويش فرا خواند . حسين ( ع ) با
سى نفر از أهل بيت ودوستدارانش به منزل وليد آمد . وليد خبر مرگ معاوية را به اطلاع
أو رسانيد ودرخواست بيعت براي يزيد را به أو عرضه نمود .
حسين ( ع ) اظهار داشت : " بيعت موضوع ساده اى نيست كه بتوان در خفا وپنهانى انجام
اللهوف في قتلى الطفوف ( فارسي ) — صفحة 39
مساهمون: السيد ابن طاووس
ص٣٩