صوحان ( 1 ) كه مردى زمينگير بود ، از جا برخاست وعذرخواهى كرد : " يا بن رسول الله !
من از پا افتاده وزمينگير بودم وبدين جهت نتوانستم شما را يارى كنم . " حضرت ، عذر
أو را پذيرفت واز أو تشكر كرد وبر پدرش ، صعصعه ، رحمت فرستاد .
منازل وبيوت مدينه
مؤلف مىگويد : سپس امام سجاد ( ع ) با أهل وعيال خود به مدينه آمد وبه
خانه هاى خويشان ومردان طايفه خود نگريست . ديد همه خانه ها به زبان حال خود
براي فقدان حاميان ومردان خود نوحه مىكنند وأشك مىريزند ومانند داغداران ندبه
مىنمايند ، از أو أحوال صاحبان خود را جويا مىشوند وسوز واندوه آن حضرت را بر
مصرع كشتگان خود به هيجان مىآورند .
خانه بي صاحب حسين ( ع ) فرياد " وا مصيبتا ! " برداشته است ومىگويد : " اى
مردم ! از اين كه چنين نوحه سرايى مىكنم وفرياد مىزنم ، مرا معذور داريد . شما هم در
اين مصيبت مرا يارى كنيد ، زيرا آن كساني كه من از فراق آنان مىنالم وبر اخلاق كريمه
آنان سوگوارم ، همدمان شب وروز من وچراغ روشن تاريكيها وسحرها ، ريسمان
خيمه شرف وافتخار ، باعث نيرو وپيروزى من ، وبه جاى خورشيد وماه من بودند .
چه بسيار شبها كه با بزرگوارى خود ، وحشت مرا زدودند وبه بركت خود ، بر
حرمت من افزودند ومناجاة سحرگاه خويش را به گوش من رسانيدند وبا رازهاى
گرانبهاى خود ، مرا گرانمايه ساختند . چه بسيار شبها كه با اكرام محافل خود ، مرا زينت
بخشيدند وبه فضايل خود ، مرا معطر وخوشبو ساختند ودرختان خشك مرا به آبيارى
ديدارشان سبز وشاداب كردند ونحوست مرا به يارى ميمنت خود نابود نمودند . چه
بسيار شاخه هاى منقبت را در كشتزار آرزويم كشتند وساحت مرا از حوادث بزرگ
حراست نموده ومحفوظ داشتند . چه بسيار صبح ها كه من به خاطر وجود آنها بر تمام
كاخها ومنزلها برترى داشتم وبه آنها افتخار مىكردم ودر لباس كامرانى ، شادمان
وخوشحال ومسرور بودم .
هامش
( 1 ) صوحان از أصحاب أمير المؤمنين ( ع ) بود وهمراه أو در جنگهاى جمل وصفين ونهروان شركت
داشت واز خود رشادتها وصلابتها نشان داد ودر احتضار جانسوز امام ( ع ) نيز حاضر بود .