تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 600

مساهمون:

ص٦٠٠
نهى پيوستى آن را نمود . زمخشرى جواب داده است : چون دارندگان اين اموال ، خود أغنيا بودند ، خوردن مال يتيم از طرف آنان ، بسيار قبيح مىباشد ، چون آنان به اين شيوه مال يتيمان را مىخوردند ، پس از آن نهى شدند و گوشزد داده شدند . كه اين كار را نكنند گفته شده است : وجهى بر سؤال مزبور نيست ، چون در جملهء قبلى
« وَ لا تَتَبَدَّلُوا الْخَبِيثَ »
، نهى از خوردن مال يتيم به صورت تنهائى مىباشد ، آن‌چنان كه گذشت ، مقصود از آن ، اين است كه اموال آنان را جايگزين اموال خويش نكنيد و سپس فرمود : اموال آنان را پيوست اموال خودتان ننماييد . پس آيه به هر دو قسم خوردن چه به تنهايى و چه پيوستى اشارهء صريح دارد . * * *

[ 269 - 270 ] آيهء سوّم :

« وَ لْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعافاً خافُوا عَلَيْهِمْ فَلْيَتَّقُوا اللَّهَ وَ لْيَقُولُوا قَوْلًا سَدِيداً - إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً » ؛
« 1 » « پس مىبايست بترسند كسانى كه مىميرند و كودكان ناتوان از آنان باقى مىماند و زيردست مردم مىشوند ، پس بايد از خدا بترسند و سخن به اصلاح و درستى گويند و راه عدالت پويند و آنان كه اموال يتيمان را به ظلم و ناروا مىخورند در حقيقت در بطون خود آتش وارد مىكنند و به زورى و اصل دوزخ مىگردند » . گفته شده است : مقصود از آيهء نخستين كسانى هستند كه در كنار مريض مىنشينند و تلقين مىكنند كه اولاد تو در مورد تو نمىتوانند از خداوند بىنياز كنند ، پس مال خود را در راه خدا ببخش و مريض هم قول آنان را مىپذيرد و اموال را مىبخشد و يتيمان بيچاره ، تباه مىگردند و سربار مردم مىشوند . پس خداوند متعال اين قبيل افراد را مورد توجّه قرار داده و مىفرمايد : « از خداوند در مورد اين گفته‌هاشان بترسند و فرض كنند كه اولاد خود آنان در چنين شرايطى هستند و در حقّ آنان اين كارها را انجام مىدهند » . مؤيّد اين نظر آن است كه در آخر آيه مىفرمايد :
« فَلْيَتَّقُوا اللَّهَ وَ لْيَقُولُوا قَوْلًا سَدِيداً » ؛
نه آنكه به بالاتر از ثلث اشاره كنند ، بلكه به حداقّل از آن اشاره كنند و داستان سعد بن ابى وقاص كه گذشت دلالتى بر اين معنى هست .
هامش
( 1 ) . سورهء نساء ، آيات 9 و 10 .
كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 600 | المقداد السيوري / بخشايشى / عبد الرحيم عقيقي بخشايشي