« اموالى كه عامل قوام شما است به تصرّف سفيهان در نياوريد و سفيهان را از مالشان ( به قدر لزوم ) نفقه و لباس دهيد و به گفتار خويش آنان را خرسند كنيد » .
ضحّاك يكى از مفسّران گفته است : مقصود از « سفهاء » زنان مىباشند ، چون « سفيه » عبارت از خفّت عقل است و آنان داراى خفّت عقول مىباشند . آنچنان كه در حديث آمده است : خواه زنان مزدوج يا مجرّد يا دختران ، خواهران يا كنيزان يا غير آنان بوده باشند . ولى در اين سخن ، نظرى است ، چون در اين نوع تفسير ، عدول از ظاهر آيه و خروج از حقيقت و تخصيص بىجهت عموم مىباشد . و گفته شده است :
اين آيه نهى و جلوگيرى از پرداخت مال به سفيهان مىباشد ، آنان كه نمىتوانند به مصالح اموال خود برسند و نمىتوانند آن را رعايت كنند ، بلكه با تصرّفات فاسده ، آن را ضايع و تباه مىسازند .
« أَمْوالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِياماً » ؛
« اموال خودتان را كه خداوند آنها را مايهء قوام و آسايش شما قرار داده است » . چون وقتى شما آنها را ضايع ساختيد ، با پرداخت به سفيهان يا تصرّفات بىجهت ، ضعيف و ناتوان مىشويد و خود محتاج ديگران مىگرديد . و برخى « قياما » را « قيّما » قرائت نمودهاند و برخى « قوام » خواندهاند ، در هر صورت همگى به معناى وسيلهء قيام و قوام مىباشد . آنچنان كه ملاك يعنى ما يملك به مىباشد ، فقها و محقّقين از مفسّرين گفتهاند ، خطاب آيه به اولياى يتيمان مىباشد كه در حفظ حراست از اموال يتيمان دقّت داشته باشند و اموال آنها را تا وقت بلوغ يتيمان نگهدارى كنند و به آنان انفاق نمايند كه در آيه مىفرمايد :
« وَ ارْزُقُوهُمْ فِيها وَ اكْسُوهُمْ »
كسوه و نفقهء يتيمان را فراهم سازند و اينكه چرا به آنان نسبت داد ، چون « اموال » از جنس آن چيزى است كه مردم معيشت خود را به پا مىدارند ، آنچنان كه در آيهء ديگرى مىفرمايد :
« وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ »
، « خودتان را نكشيد » و اين توجيه اقرب و اولى است چون اين نوع تفسير ملايم و مناسب آيات گذشته و آينده مىباشد و اين نوع تفسير حمل لفظ بر حقيقت عرفيّه است . چون « سفيه » در عرف فقهاء كسى است كه مال خود را در غير اغراض و مقاصد صحيحه خرج مىكند و اين امر مناسب حجر و ممنوعيّت است . و اينكه چرا « اموال » در واقع را به « اولياء » نسبت داد ، چون اين اموال در تصرّف و اختيار آنان است . پس اضافه جهت مطلق اختصاص مىباشد .