تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى ) — صفحة 979

مساهمون:

ص٩٧٩
در اخبار الصين گفته مىشود كه ودع را از جزيره‌هاى « ديبجات » ، به ويژه كوره مىآورند . شاخه‌هاى نارگيل را روى آب مىاندازند 10 تا [ كورىها ] به آنها بچسبند . سپس همان گونه كه در بالا گفته شد ، عمل مىكنند . [ صدف ] درشت كه « شنك » 11 ناميده مىشود ، بسيار سفيد است 12 . من آن را كه اندرونش مانند صدف مىدرخشيد و طرف بيرونىاش درست مانند صدف از بيرون ، ناصاف و افزون‌بر آن ، مانند شنك [ معمولى ] مارپيچى بود ، ديده‌ام . ( 1 ) .
Cypraea moneta L .
؛ غافقى ، 283 ؛ ميمون ، 127 ؛
Lane
، 3051 ؛ نيز قس . ابن سينا ، 213 و الجماهر ، 449 ، يادداشت 107 . كورى - نرم‌تن شكمپاى دريايى با صدف درخشان رنگارنگ است . صدف كورى از گذشته‌هاى دور به عنوان پول به كار مىرفت . اين عنوان به اختصار در
Picture
، 140 درج شده است . ترجمهء روسى منابع عربى ،
II
، 143 . ( 2 ) . كورى ، قس .
Platts
، 864 ،
kauri
؛ نسخهء فارسى : كوده ( بايد خواند كوره ) ؛
Picture
، 140 غلط چاپى : كوركو ؛ منابع عربى ،
II
، 143 : « كوركو » . ( 3 ) . خواندن تقريبى ، واژه زير لكه پنهان شده - كفرجك ، قس .
II , Vullers
، 801 : كجك . ( 4 ) . كج ، قس .
II , Vullers
، 800 . ( 5 ) . دندان جانان . ( 6 ) . ديوكوره ،
Picture
، 140 : ديوكوده ؛ منابع عربى ،
II
، 143 : « ديوه كودهه » و همين‌گونه نيز در ماللهند 205 ؛ الجماهر ، 127 : « كوره » . به نظر مىرسد كه در همه موارد بايد خواند « ديوه كوره » ( ديوه - جزيره ، كوره - صدف كورى ) . ( 7 ) . ديوكنبار ، منابع عربى ،
II
، 143 و ماللهند ، 205 : « ديوه كنبار » ؛ الجماهر ، 127 : « كساره » كه ظاهرا غلط چاپى است . كنبار - ليف نارگيل است ، قس . شمارهء 1037 ، يادداشت 3 . ( 8 ) . ديوه رمّ . جزيرهء رمّ يا دم را با جزيره‌هاى سىشل يكى مىدانند ؛ نك . همين‌جا ، ص 159 ؛ يادداشت 82 . ( 9 ) . نسخهء الف : وقت الجوز ، بايد خواند وقت الجزر ، قس . الجماهر ، متن عربى ، ذيل ، ص 2 . ( 10 ) . به نظر مىرسد كه در اينجا بىنظمى روى داده باشد ؛ ترجمه به مفهوم انجام گرفته است ؛ قس . منابع عربى ،
II
، 143 . نسخهء فارسى : « در كتاب اخبار چين ( چنين ، بايد خواند « چين » ) آورده است كه جزايرى است در بلاد چين كه [ صدف ] ودع به او مخصوص است . چون خواهند كه ودع را بگيرند ، شاخهاى درخت نارجيل را در آن موضع و جزاير بر روى آب اندازند تا ودع بر وى جمع آيد . . . » . ( 11 ) . شنك ، قس . شماره‌هاى 72 و 345 . ( 12 ) . اين جمله در منابع عربى ،
II
، 143 به درستى ترجمه نشده است .
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى ) — صفحة 979 | أبو ريحان البيروني / باقر مظفرزاده