1061 . نورة 1
- آهك
به رومى بطرخانون 2 ، كباسطيون 3 ، كرطااورون 4 ، به سندى شنوا 5 ، نيز به رومى كرسطانون 6 ، هلطى 7 و كطناوس 8 ، به سريانى نورثا ( و ) كلشا 9 و به فارسى آهك 10 [ ناميده مىشود ] .
مىگويند كه ازآنرو چنين ناميده شده كه بدن را روشن و سفيد مىكند 11 .
اوريباسيوس آن را كلس 12 مىنامد .
( 1 ) . آهك زنده ، نيز زدايندهء مو را كه از يك قسمت آهك زنده و 8 / 1 قسمت زرنيخ زرد ( نك . شمارهء 494 ) به دست مىآيد ، با اين نام مشخص مىكنند ؛ سراپيون ، 268 ؛ كريموف ، سر الاسرار ، 134 ، يادداشت 95 ؛ ميمون ، 260 ؛
Lane
، 2866 .
( 2 ) . بطرخانون - يونانى ، بر بهلول ، 3 382 .
( 3 ) . كباسطيون ( ؟ ) .
( 4 ) . كرطااورون ( ؟ ) .
( 5 ) . شنوا ، قس .
Platts
، 457 : چونا
( cun )
.
( 6 ) . نسخهء الف : كوسطانون ، قس . بر بهلول ، 26 920 : كريسما - .
( 7 ) . هلطى ، قس . بر بهلول ، 4 636 .
( 8 ) . كطناوس ( ؟ ) .
( 9 ) . نسخهء الف : نورناكلسا ، بايد خواند نورثا و كلشا ، قس . بر بهلول ، 10 899 و 18 1231 .
( 10 ) . آهك .
( 11 ) . نور به عربى - « روشنايى » .
( 12 ) . الكلس - ديگر نام عربى آهك زنده ، نك . شمارهء 914 .
1062 . نوشادر 1
[ نوشادر ] به رومى ارمنيقون 2 ، نيز امونيقون 3 [ ناميده مىشود ] .
[ نوشادر ] در كوههاى بتم 4 « اسروشنه » يافت مىشود . در اين كوهها چيزى شبيه سوراخ و غار وجود دارد ، آن به كسى كه به آنجا نزديك شود ، زيان نمىرساند 5 . اما بالاى اين [ سوراخ ] اتاقى مىسازند و درها و روزنههايش را محكم مىبندند به گونهاى كه بخارهايى كه در روز دود به نظر مىرسند و در شب - آتش ، در آن نفوذ مىكنند و به صورت نوشادر سفت مىشوند 6 . كسى كه [ نوشادر ] را بيرون مىآورد 7 ، نمد مرطوب به تن كرده وارد [ اتاق ] مىشود و با جابهجا شدن در آتش ، [ نوشادر ] را مىجويد و آن را