الدريد 8 مىگويد : آن « عبس » 9 نيز [ ناميده مىشود ] .
پولس : جانشين [ نمام ] برگهاى 10 غار است .
ابو حنيفه : ازآنرو نمام ناميده شده كه با انتشار بوى خويش ، خود را نشان مىدهد 11 .
ديسقوريدس : ارفلس 12 همان « نمام » است ؛ نوع بستانى اين [ گياه ] وجود دارد كه در بويش [ بوى ] مرزنگوش احساس مىشود ؛ آن را مىخورند . آن « ارفلس » ناميده شده - و اين به معناى « خزنده » است - ازآنرو كه مىخزد و هنگامى كه با زمين تماس مىيابد ، در آن ريشه مىدواند . اما [ نمام ] غير بستانى نمىخزد و [ راست ] بالا مىرود ، ساقههاى نازك ، برگهايى همانند [ برگهاى ] سداب دارد و خوشبوست .
( 1 ) .
Thymus glaber Mill .
يا
T . serpyllum Fries .
؛ سراپيون ، 397 ؛ ابو منصور ، 554 ؛ ابن سينا ، 454 ؛ ميمون ، 255 ؛ عيسى ، 2 181 .
( 2 ) . نك . شمارهء 124 ، يادداشت 7 .
( 3 ) . نسخهء الف : سسرم ( ؟ ) ، نسخهء فارسى : سيسنبر ، قس .
II , Vullers
، 367 .
( 4 ) . نعنع ، نك . شمارهء 1055 . قس . تئوفراست ،
II
، 41 .
( 5 ) . سيسنبرون - ، ديوسكوريد ،
III
، 39 .
( 6 ) . الالط ،
I , Vullers
، 119 : الط - سيسنبر است ، ديوسكوريد ،
III
، 39 : « برخى مردمان آن را « ارفلّس » [ ] مىنامند » .
( 7 ) . نسخهء الف : الق ، نيمه دوم واژهء پاك شده است ؛ در نسخهء فارسى حذف شده است ؛ مىتوان آن را القردامنى [ ] خواند ، قس . ديوسكوريد ،
II
، 128 .
( 8 ) . نسخهء الف : اليديدى ، نسخهء پ : الدريدى .
( 9 ) . العبس ، قس . تاج العروس ،
IV
، 183 .
( 10 ) . در پى آن ، واژه در زير لكه پنهان شده است .
( 11 ) . نمّام به عربى به معناى « سخنچين » است .
( 12 ) . در نسخهء الف غير از « ار » بقيه حروف در زير لكه پنهان شده ، بايد خواند ارفلس [ ] ، ديوسكوريد ،
III
، 36 .
1060 . نملة 1
- مورچه
[ مورچه ] به رومى مرمكس 2 [ ناميده مىشود ] .
( 1 ) . در نسخهء فارسى حذف شده است .
( 2 ) . مرمكس - يونانى .