( 18 ) . النوشادر البيكانى . « نوشادر پيكانى » .
( 19 ) . ملح طبرزد - نمك به صورت بلورهاى درشت .
1063 . نهق 1
ابو حنيفه : اين جرجير 2 است ، علفى درازشده به بالا ، گلهاى سرخ و برگهاى پهن دارد ، و مردم آن را مىخورند .
( 1 ) .
Brassica erucastrum L .
، عيسى ، 12 32 .
( 2 ) . الجرجير ، نك . شمارهء 251 . ابو حنيفه ، 15 : الجرجير البرى ، قس .
Lane
، 2592 ؛ لسان العرب ،
X
، 362 .
1064 . نيلوفر 1
به سريانى نيروفل 2 [ ناميده مىشود ] ، و ريشهاش - عقر نيروفل 3 ، به فارسى بن ليلوفر و مىگويند - [ بن ] نيلوپرگ 4
مىگويند كه نيلوفر ، خيرى ، ورد الشمس 5 ، « گل مجوس » 6 و خرپرسته 7 با خورشيد مىگردد .
نيلوفر ، شب در كنار شمع خيرى سرخ به نظر مىرسد 8 . در هند فقط [ نيلوفر ] سرخ و سفيد وجود دارد و [ هندىها ] آن را پدم 9 مىنامند .
ديسقوريدس : [ تأثير نيلوفر ] با گل زرد و ريشهء سفيد شديدتر از [ نيلوفر ] با ريشهء سياه است .
* در خوارزم [ نيلوفر ] سفيد بدبو و همچنين زرد وجود دارد . مىگويند كه اين بهترين نوع است . [ نوع ] زرد شكل نيلوفر را ندارد بلكه از نظر زردى گلبرگها به خيرى زرد مىماند .
الخوز مىگويد : نيروى ريشه نيلوفر هندى به عنوان خوابآور همان نيروى يبروح 10 است . چنين قياسى نادرست است زيرا هندىها از ريشهء [ نيلوفر ] قليه تهيه مىكنند و مىخورند ، نيز تخمهايش را مىجوند و اين به آنها زيان نمىرساند ، اما يبروح كشنده است 11 .
ديسقوريدس : نيمفاا 12 در مردابها و آبهاى راكد مىرويد و بر سطح [ آب ] ديده مىشود . [ نيلوفر ] زير آب نيز يافت مىشود . گلهايش مانند [ گلهاى ] سوسن سفيد اما ميان آنها به رنگ زعفران است .