( 1 ) . مخفف « نشاسته » فارسى ، قس . سراپيون ، 401 ؛ ابن سينا ، 460 ؛ ميمون ، 261 .
( 2 ) . املون - يونانى ، ديوسكوريد ،
II
، 101 .
( 3 ) . لبّاد حطثا ، قس . بر بهلول ، 93625 .
( 4 ) . كسوانكير ( ؟ ) .
( 5 ) . نسخهء فارسى سپس شيوهء تهيهء نشاسته را شرح مىدهد .
( 6 ) . حوارى يابس .
1053 . نضار 1
- نوعى گز
[ نضار ] و نضر - زر است . نضار [ همچنين به معناى ] چوبى است كه از آن جام و ظرف تهيه مىكنند 2 . [ نضار ] در ميان صحرانشينان نام ظرف است .
ابو عمرو مىگويد : نضار - اثل است و اين بهترين [ چوب ] براى [ تهيه ] ظرف است .
منبر رسول الله ، صلى الله عليه * و سلم ، 4 از آن [ ساخته شده است ] . مىگويند ، نام [ نضار ] نسبت به اثل كه در كوهها مىرويد ، به كار مىرود .
( 1 ) .
Tamarix articulata Vahl .
مترادف
T . orientalis Forsk .
؛ ميمون ، 9 ؛ عيسى ، 1772 .
( 2 ) . در نسخهء فارسى فقط دربارهء « زر » سخن رفته است .
( 3 ) . افزوده از روى لسان العرب ،
V
، 214 .
( 4 ) . افزوده از روى نسخههاى ب و پ .
1054 . نطرون 1
- كربنات سديم
اين « به ورق سرخ » است ، به سندى نطراوس 2 [ ناميده مىشود ] . * مىگويند كه اين به ورق سرخ است كه از قاين مىآورند 3 .
ابن ماسويه در كتاب الجذام [ مىگويد ] كه اين « به ورق ارمنى » است .
در تعاليق صهاربخت [ گفته مىشود ] كه [ نطرون ] به ورق سرخ است . مىگويند كه آن زردرنگ است .
در كتاب ، الكيمياى ابو زيد البلخى [ گفته مىشود ] كه نطرون ، به ورق رومى است و آن در دو رنگ است ، [ يكى ] - سفيد و سبك كه در آن شباهتى با لانهء زنبور وجود دارد و « غوله » 4 ناميده مىشود ؛ ديگرى - زرد [ به صورت ] تكههايى صفحه مانند .
ابن زكريا در الكتب الاثناعشر [ مىگويد ] كه [ نطرون ] به ورق نان به رنگ سرخ است .
( 1 ) . يونانى ، ديوسكوريد ،
V
، 95 ؛ كربنات سديم طبيعى -
Na 2 CO 3 . 10 H 2 O
را چنين مىنامند ؛