جزيرههاى [ محل پيدايش آنها ] معروف است و پيه - چربى نهنگ 7 است . جزيرههاى « ديبجات » به دو گروه تقسيم مىشوند ؛ در يك گروه « كورى » 8 استخراج مىشود و اين صدف است ، و در ديگرى - « ليف كنبار » .
درخت نارگيل را در خاك مىكنند و آن اگر تر باشد مىرويد و گرنه از ميان مىرود .
مردى در خواب ديد كه جوز هندى خورده است ، برايش تفسير كردند كه او ستارهشناسى مىآموزد ، زيرا اين علم خاص هندىهاست و [ جوز هندى ] كروى شكل و نامش شبيه نام « جوزهر » 10 است ، زيرا اين « گوزگره » 11 است نه « گوزچهر » 12 ، آنگونه كه حمزه مىگويد .
ابن ماسويه : روغن نارگيل به روغن گردو مىماند .
ابو حنيفه : نارجيل همان « بارنج » 13 است .
( 1 ) . نارگيل يا جوز هندى -
Cocos nucifera L .
؛ سراپيون ، 398 ؛ ابو منصور ، 550 ؛ ميمون ، 257 ؛ عيسى ، 17 53 . « نارجيل » يا « نارجيل » - معرب « نارگيل » فارسى و اين نيز از
n rkeli
سانسكريت است ؛
II , Low
، 303 . اين عنوان در
Picutre
، 138 درج شده است .
( 2 ) . نالير ، در اينجا جابهجايى حروف روى داده زيرا در
Platts
، 1113 و
Dutt
، 258 : ناريل
( n riyal )
.
( 3 ) . الكنبار ، قس . لسان العرب ، ، 153 ؛ تاج العروس ،
III
، 529 .
( 4 ) . الاطواق ، قس .
Lane
، 1895 .
( 5 ) . نخل المقل - دوم ، نك . شمارههاى 446 و 1009 .
( 6 ) . تخاط - مىدوزند .
( 7 ) . دهن الوال .
( 8 ) . نسخهء الف : كوده ، بايد خواند كوره ؛
Platts
، 861 : كورى
( kauri )
- صدف كورى ، نك . شمارهء 1070 ، يادداشت 2 .
( 9 ) . الودع ، نك . شمارهء 1070 .
( 10 ) . الجوزهر - اصطلاح ستارهشناسى - از « گوزهر » فارسى (
II , Vullers
، 539 ) به معناى « گرهها يا نقطههاى تقاطع مدار ماه يا سياره ديگر با منطقة البروج » ؛ « تحديد نهايات » 318 ، يادداشت 693 . اين قطعه در نسخهء فارسى با اين جمله آغاز مىشود : « ابو ريحان مىگويد » .
( 11 ) . نسخهء الف : كوزكره ، بهطور مشروط بايد خواند گوز گره قس .
II , Vullers
1046 : اگر بخوانيم « گوز كره » آنگاه بهمعناى « گردوى گرد » است .
( 12 ) . كوىچهر ، بايد خواند گوز چهر - ستارهء دنبالهدار ؛
II , Vullers
، 1046 .
( 13 ) . نسخهء الف : النارنج ؛ ابو حنيفه ، 79 ؛ لسان العرب ،
II
، 213 : البارنج .