تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى ) — صفحة 810

مساهمون:

ص٨١٠

831 . قرط 1

مىگويند كه اين علفى است كه در مصر [ مىرويد ] ؛ آن را مىكارند ، درو مىكنند و به بهاى يونچه 2 مىفروشند . ( 1 ) .
Trifolium alexandrium L .
( شبدر اسكندرانى ) ؛ سراپيون ، 190 ؛ ابو منصور ، 347 ؛ عيسى ، 18215 ؛
II , Low
، 474 . در نسخهء فارسى حذف شده است . ( 2 ) . القتّ ، نك . شمارهء 465 .

832 . قرظ 1

- اقاقيا صمغى [ اين ] برگ‌هايى است كه به كمك آنها دباغى مىكنند ؛ خود درخت ، « سلمة » [ ناميده مىشود ] ، نه ميوه دارد ، نه گل و نه بو . رنگش مايل به سياهى است اما اگر پوستش را بكنيم ، رنگ سرخ بيرون مىزند ؛ پوست را با آن رنگ مىكنند . مىگويند كه [ قرظ ] برگ‌هاى « خرنوب شامى » 2 و اقاقيا شيرهء آن است . ابو حنيفه : قرظ درختى بزرگ همانند درخت گردو است ؛ چوبش هنگامى كه كهنه مىشود ، آهن را كند مىكند و خود كه ابتدا سفيد است ، مانند آبنوس سياه مىشود ، برگ‌هاى [ قرظ ] ريزتر از برگ‌هاى سيب است . ميوه‌هايى شبيه نيام لوبيا دارد ، دانه‌هايش را در ترازو مىگذارند 3 . با ميوه‌ها و برگ‌هايش دباغى مىكنند ، همان گونه كه با مازو دباغى مىكنند . در مصر آن را سنط 4 و صنط 5 [ مىنامند ] . ابن ماسويه : جانشين [ قرظ ] شيرهء جوشيده و خشك‌شدهء توت 6 است . ( 1 ) . نام عربى
Acacia arabica Willd
مترادف
Mimosa arabica Lam .
، يا
Acacia vera Willd .
، مترادف
Mimosa nilotica L .
؛ سراپيون ، 6 ؛ ابو منصور ، 448 ؛ ابن سينا ، 660 ؛ عيسى ، 22 . نسخه‌هاى الف و ب اين عنوان را حذف كرده و متن آن را با عنوان پيشين يكى كرده‌اند . علت آن ، ظاهرا شباهت نوشتار واژه‌هاى « قرط » و « قرظ » است . ( 2 ) . الخرنوب الشامى - مترادف عربى « قرظ » ؛ عيسى ، 22 . ( 3 ) . يعنى آنها را به‌عنوان سنگ ترازو به كار مىبرند . ( 4 ) . السنط ، قس .
Lane
، 1445 . ( 5 ) . نسخه‌هاى الف ، ب ، پ : العنط ، بايد خواند الصنط ، قس .
Lane
، 1732 ؛ عيسى ، 22 . ( 6 ) . الفرصاد ، قس . شمارهء 770 .
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى ) — صفحة 810 | أبو ريحان البيروني / باقر مظفرزاده