( 1 ) . شاخههاى جوان گياهان ( عمدتا سبزىها ) يا سرشاخهها و غنچههاى باز نشده آنها را با اين واژه نشان مىدهند ؛ قس . ابو حنيفهء 450 ؛
Lane
، 2493 .
( 2 ) . در نسخهء الف يك سطر اضافى وجود دارد : الاخر اغصان الشجر الرطب هو اكثر من غذاء قداح النبات .
( 3 ) . الفصفصة ، قس .
Lane
، 2403 .
( 4 ) . اسپست ، قس .
I , Vullers
، 90 .
819 . قذروس 1
[ اين ] « درخت قطران » 2 است .
( 1 ) . يونانى -
Cedrus libani Barrel .
( عيسى ، 14 43 ؛
III , Low
، 30 ) يا
Juniperus oxycedrus L .
؛ تئوفراست ، 544 ؛ ميمون ، 341 . قس . ديوسكوريد ،
I
، 81 . در نسخهء فارسى حذف شده است .
( 2 ) . القطران - صمغى كه از سدر و جز آن استخراج مىكنند ، نك . شمارهء 849 .
820 . قرنفل 1
- درخت ميخك
[ ميخك ] به هندى لونگ 2 و لونگهل 3 ناميده مىشود . مادهء آن شاخههاى كوچك است كه بر آنها ميوههاى چهار وجهى همانند گلهاى ناشكفته قرار دارند ، آنها بسيار شبيه ميوههاى مورد هستند . نر آن به هندى لونگهل ناميده مىشود 4 . آن سياهرنگ و شبيه بلوط و هستهء غبيرا 5 است . عطرش در پوسته آن است و در درونش مغزى وجود دارد كه هستهء آن است . ميان آنها و هستهء خرما تفاوتى وجود ندارد ، جز اينكه پوستهء آنها مانند بلوط سفيدگونه است و بو ندارد . آنها قابضاند و در تركيب داروهاى چشم وارد مىشوند . هندىها اين [ ميخك ] نر را در درمانهاى خود به كار مىبرند ، نيز آنها را به شكل گردنبند به نخ مىكشند 6 .
رازى : [ ميخك ] دو نوع است : يكى از آنها شاخههايى است از نظر شكل شبيه ياسمن اما سياهرنگ و اين [ نوع ] ماده است . [ نوع ديگر ] شبيه هستهء زيتون اما درازتر و سياهتر است ، مزهء تند و بوى خوش دارد و اين [ نوع ] نر است .
الحاوى و ابو جريج : صمغ درخت ميخك از نظر نيرو شبيه صمغ سقز است .
الرسائلى : ميخك بستانى همان « فرنجمشك » 7 است .
* الزنجانى 8 : خاستگاه ميخك كرانههاى جاوه است .
عطار 9 مىگويد : [ قرنفل ] ميوه « نارنج چينى » 10 و قرفة القرنفل 11 پوست آن است .