پولس و ابو الخير از روغنى به نام سيقوئوس 8 [ نام مىبرند ] و در الحاشيه [ توضيح داده شده كه ] اين روغن « قثاء الحمار » است .
ابو معاذ : خيار دشتى همان « كوند آبى » 9 است .
ديسقوريدس : برگهاى [ قثاء الحمار ] همانند برگهاى بستانى است ؛ ميوهاش دراز و كشيده شبيه خيار ريز است . آن در خرابهها و شنزارها مىرويد .
رازى : چنان افشرهاى [ از قثاء الحمار ] برگزين كه سبزگون و سبك باشد و سالها بر او گذشته باشد .
رسائلى : اين [ خيار ] دشتى است كه مانند حنظل با پهن شدن [ روى زمين ] مىرويد .
بهترين [ ميوهها ] آنهايند كه [ بر شاخه ] پرشمارند ، روى گياه زرد شده و آبدارند . آنها را در پايان تابستان پيش از فرا رسيدن سرما گرد مىآورند ، آنها در اين هنگام زردند ، به آسانى جدا مىشوند و از آنها تخمهايى به خارج مىپرند كه بر چهرهء ميوهچينان مىكوبند .
ارجانى : [ قثاء الحمار ] را در پارچهاى مىگذارند تا آبش خارج شود ؛ آن را در ظرف گلى بزرگ روى خاكستر [ گرم ] 10 خشك مىكنند و سپس روى تخته قرار مىدهند و در سايه خشك مىكنند . اين ميوهها از نظر اندازه و شكل شبيه توت درشتاند . [ ميوههاى ] خشك شده به رنگ غبارند و اگر آنها را بماليم ، تخمهاى زردوش به اندازهء برنج 11 از آنها خارج مىشود ؛ مزهء آنها تلخ است .
از ريشهء [ قثاء الحمار ] آنها را كه راست ، شبيه خيار ريز با تلخى آشكارند برمىگزينند و از افشره - سفيد ، صاف ، سبكوزن را كه به پياز دريايى مىماند .
( 1 ) . به عربى « خر خيار »
Ecballium elaterium Rich .
مترادف
Momordica elaterium L .
؛ سراپيون ، 314 ؛ ابو منصور ، 451 ؛ ابن سينا ، 647 ؛ ميمون ، 292 ؛ عيسى ، 6 73 .
( 2 ) . اغروسوقويس ، ديوسكوريد ،
IV
، 108 : سقوساغريوس ( ) - « خيار دشتى » .
( 3 ) . نسخهء الف : قطبى حمارا ، بايد خواند قطيى حمارا ، قس .
Low , pf .
، 331 .
( 4 ) . نسخههاى الف ، ب ، پ : ايطيرون ، بايد خواند الطيرون - يونانى . ديوسكوريد (
IV
، 108 ) راه تهيهء « الطيرون » را به تفصيل شرح مىدهد ، قس . تئوفراست ، 512 ، يادداشت 118 .
( 5 ) . اطريون ، احتمالا نقل نادرست « الطيرون » ( نك . يادداشت 4 ) . در محيط اعظم ،
I
، 168 نيز به همين شكل آمده است .
( 6 ) . حشيشمر .
( 7 ) . القثاء البرى ، قس . بالاتر ، يادداشت 2 .
( 8 ) . سيقواوس .