تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى ) — صفحة 801

مساهمون:

ص٨٠١
( 9 ) . خواندن مشروط « كوندالى » ، قس . شمارهء 786 ، يادداشت 2 . ( 10 ) . افزوده از روى نسخهء فارسى . ( 11 ) . نسخه‌هاى الف و ب : الارذن ، بايد خواند الارز ( نسخهء پ ) ، نسخهء فارسى : برنج .

817 . قراسيا 1

اين به رومى كراسيا 2 و به فارسى گلنار 3 است . اين [ ميوه‌هاى ] گرد كوچك به اندازه و شكل ميوهء سدر است ، هسته‌اش نيز شبيه هستهء ميوهء سدر است . [ قراسيا ] از ميوه‌هاست و رنگ‌هاى گوناگون دارد : سرخ خالص ، سياه ، زردفام ، سرخ‌فام و مخلوط . آن بسته به محل داراى اندازه‌هاى گوناگون است ؛ مزه‌اش نيز يكسان نيست ، سياه - شيرين‌مزه ، سرخ - ترش‌مزه و گس ، به ويژه زرد نارس است 4 . ( 1 ) . يونانى - گيلاس -
Prunus avium L .
( تئوفراست ، 584 ؛
III , Low
، 169 ) يا آلبالو -
Prunus cerasia B . R .
؛ ابو منصور ، 447 ؛ عيسى ، 18 148 . نيز قس . ميمون ، 330 ؛
II , Vullers
، 704 . اين عنوان در حاشيهء نسخهء الف ، ورق 102 ب نوشته شده و در نسخه‌هاى ب و پ حذف شده است . نسخهء فارسى آن را پس از شمارهء 836 « قرمز » درج كرده است . ( 2 ) . كراسيا ، نك . يادداشت شمارهء 1 . ( 3 ) . گلنار ،
III , Low
، 170 : گيلنار - آلبالو سياه ، نام معمولى فارسى گيلاس . ( 4 ) . در پى آن چند واژهء ناخوانا .

818 . قدّاح 1

- سرشاخه‌هاى جوان گياه ابو الخير در كتاب الاغذية از قداح كلم ، كاهو ، سرمه ، بقله يمانى ، شلغم ، خردل ، حرف و ترب [ نام مىبرد ] و مىگويد كه قداح را بايد پيش از آغاز تخم دادن به كار برد ، زيرا هنگامى كه تخم دهد ، براى غذا مناسب نيست . مارچوبه‌اى كه داراى قداح است ، سودمندىاش از نظر غذايى بيش از سودمندى قداح ديگر گياهان است 2 . شاخه‌هاى گياهان تر و تازه بيشتر از قداح آنها چوبى است و به همين جهت سودمندى آنها از نظر غذايى كم‌تر از قداح است . قداح سقز ، رز انگور ، اذخر و عوسج در ميان ديگر گونه‌هاى قداح بهتر است . ابو حنيفه : قضب همان « رطبه » و اين « قتّ » تر و تازه است . قصب تر و تازه ، هنگامى كه هنوز جوان است ، قداح [ ناميده مىشود ] . فصفصه 3 « قتّ » تر و تازه است و اين [ واژه ] معرب « اسپست » 4 [ فارسى ] است .