( 9 ) . خواندن مشروط « كوندالى » ، قس . شمارهء 786 ، يادداشت 2 .
( 10 ) . افزوده از روى نسخهء فارسى .
( 11 ) . نسخههاى الف و ب : الارذن ، بايد خواند الارز ( نسخهء پ ) ، نسخهء فارسى : برنج .
817 . قراسيا 1
اين به رومى كراسيا 2 و به فارسى گلنار 3 است . اين [ ميوههاى ] گرد كوچك به اندازه و شكل ميوهء سدر است ، هستهاش نيز شبيه هستهء ميوهء سدر است .
[ قراسيا ] از ميوههاست و رنگهاى گوناگون دارد : سرخ خالص ، سياه ، زردفام ، سرخفام و مخلوط . آن بسته به محل داراى اندازههاى گوناگون است ؛ مزهاش نيز يكسان نيست ، سياه - شيرينمزه ، سرخ - ترشمزه و گس ، به ويژه زرد نارس است 4 .
( 1 ) . يونانى - گيلاس -
Prunus avium L .
( تئوفراست ، 584 ؛
III , Low
، 169 ) يا آلبالو -
Prunus cerasia B . R .
؛ ابو منصور ، 447 ؛ عيسى ، 18 148 . نيز قس . ميمون ، 330 ؛
II , Vullers
، 704 . اين عنوان در حاشيهء نسخهء الف ، ورق 102 ب نوشته شده و در نسخههاى ب و پ حذف شده است . نسخهء فارسى آن را پس از شمارهء 836 « قرمز » درج كرده است .
( 2 ) . كراسيا ، نك . يادداشت شمارهء 1 .
( 3 ) . گلنار ،
III , Low
، 170 : گيلنار - آلبالو سياه ، نام معمولى فارسى گيلاس .
( 4 ) . در پى آن چند واژهء ناخوانا .
818 . قدّاح 1
- سرشاخههاى جوان گياه
ابو الخير در كتاب الاغذية از قداح كلم ، كاهو ، سرمه ، بقله يمانى ، شلغم ، خردل ، حرف و ترب [ نام مىبرد ] و مىگويد كه قداح را بايد پيش از آغاز تخم دادن به كار برد ، زيرا هنگامى كه تخم دهد ، براى غذا مناسب نيست .
مارچوبهاى كه داراى قداح است ، سودمندىاش از نظر غذايى بيش از سودمندى قداح ديگر گياهان است 2 . شاخههاى گياهان تر و تازه بيشتر از قداح آنها چوبى است و به همين جهت سودمندى آنها از نظر غذايى كمتر از قداح است .
قداح سقز ، رز انگور ، اذخر و عوسج در ميان ديگر گونههاى قداح بهتر است .
ابو حنيفه : قضب همان « رطبه » و اين « قتّ » تر و تازه است . قصب تر و تازه ، هنگامى كه هنوز جوان است ، قداح [ ناميده مىشود ] . فصفصه 3 « قتّ » تر و تازه است و اين [ واژه ] معرب « اسپست » 4 [ فارسى ] است .