تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى ) — صفحة 735

مساهمون:

ص٧٣٥
( 3 ) . الحوك ، نك . شمارهء 124 ، يادداشت 5 . ( 4 ) . نسخهء الف : لم نشرى منه الجسد ، بايد خواند ثم يشرى منه الجسد ، قس . تاج العروس ،
III
، 417 ؛ نسخهء پ : إلّم يشر منه . . . نك . شمارهء 318 ، يادداشت 4 .

720 . عقيقا 1

ابو حنيفه : برخى عرب‌هاى يمامه مىگويند كه اين گياهى است كه برگ‌هايش به برگ‌هاى سداب مىماند ، گل‌هاى سرخ و ميوه‌هاى خميده همانند چنگك دارد ، در آنها تخم وجود دارد . [ اين گياه ] گوسفندان را مىكشد اما به شترها آسيب نمىرساند . ( 1 ) . چنين است در نسخهء الف ؛ در ديگر منابع دسترس ما وجود ندارد ؛ در نسخهء فارسى حذف شده است .

721 . عقيق 1

[ عقيق ] انواع گوناگون دارد ، معدنش بسيار است ، از آن جمله در يمن و كناره‌هاى درياى روم يافت مىشود . بهترين عقيق يمنى و رومى است كه شفاف و درخشان است . كسى كه عقيق بر تن دارد ، آرام است . . . 2 [ عقيق ] از خون‌دماغ ، نيز از خونريزى هر عضوى جلوگيرى مىكند . ( 1 ) . اين عنوان در حاشيهء نسخهء الف ، ورق 92 ب نوشته شده و در نسخه‌هاى ب ، پ و فارسى حذف شده است . مضمونش با مضمون عنوان مربوط در ابن بيطار ( دست‌نويس ، ورق 401 ب ) بيشتر مطابقت دارد تا با متن الجماهر ( 160 ) . عقيق - كانى و نوعى خالسدون (
chalkedon
يونانى ) است . ( 2 ) . در پى آن چند واژهء نامفهوم .

722 . عكرش 1

اطيوس : اين « شجر الكلب » 2 و « حسك الفراخ » 3 است . به سجستانى بنو 4 [ ناميده مىشود ] . ابو حنيفه : عكرش ، ثيل و نجمه يك چيزند . ( 1 ) . عكرش را بيشتر به عنوان مترادف ثيل -
Agropyrum repens Beauv
به كار مىبرند ؛ نك . شمارهء 236 . شايد هم
Aeluropus repens Desf .
باشد ؛ ميمون ، 251 ؛ عيسى ، 616 . نيز نك . يادداشت 2 . ( 2 ) . شجر الكلب - « گياه ضد هارى » ، نك . شمارهء 89 ، يادداشت 2 و شمارهء 400 ، يادداشت 5 . ( 3 ) . حسك الفراخ - « حسك مرغى » ( ؟ ) . « حسك » را نك . شمارهء 340 .