است و كمتر از همه [ ديده مىشود ] . زهرشان ممكن است [ از نظر طبيعت ] گرم يا سرد ، تنداثر يا كنداثر و يا ميانه باشد .
( 1 ) .
Scarpio curopaeus
؛ سراپيون ، 246 ؛ ابو منصور ، 409 ؛ ابن سينا ، 549 .
( 2 ) * . در
Picture
، 127 درج شده است . اين قطعه در نسخهء فارسى با جملهء « ابو ريحان گويد » آغاز مىشود .
( 3 ) . عقارب البحر ، نك . شمارهء 543 ، يادداشت 2 .
( 4 ) . يا باله شنا - جناح .
( 5 ) . جرزات - دانههاى منجوق .
( 6 ) . شعرى
( Sirius )
پس از الجوزا ( مه - ژوئن ) در گرمترين فصل سال ظاهر مىشود ؛ اوائل تاريخ هجرى در سيزدهم ماه ژوئيه در عربستان مركزى طلوع كرد ؛
Lane
، 1560 و 2764 .
( 7 ) . اصحاب الترياق ، نك . شمارهء 202 .
( 8 ) . نسخهء فارسى : سر دم او ؛ نسخههاى الف ، ب ، پ : اطراف انيابها ، بايد خواند اطراف اذنابها .
( 9 ) . عقرب الماء ، احتمالا همان « عقرب البحر » است ( نك . يادداشت 3 ) ، زيرا تمام آنچه در اينجا گفته مىشود ، با آنچه در ديوسكوريد (
II
، 13 ) دربارهء « عقرب دريايى » گفته شده است ، كاملا مطابقت دارد . طبق ميمون ( 354 ) ، « عقرب آبى » - رعاد است ، نك . شمارهء 466 .
( 10 ) . نزول الماء معادل يونانى است ؛ دربارهء اين بيمارى نك . ابن سينا ،
III
، ج 1 ، 287 .
( 11 ) . البياض ، نك . ابن سينا ، ج 1 ، 246 .
719 . عقّار 1
ابو حنيفه 2 : اين علفى است كه تا نيم قد آدمى بالا مىرود . در بهار مىرويد ، شاخهها و برگهايى پهنتر از برگهاى حوك 3 دارد و بسيار سبزند . ميوههايش به بندق مىماند و نه گل دارد و نه تخم . بر اثر تماس با حيوان ، همان آزارى را سبب مىشود كه از سوختگى به وجود مىآيد و پس از آن بر بدنش كهير پديد مىآيد 4 . اگر سگى در آن گير افتد ، زوزه مىكشد . ديگر [ جانوران ] نيز همينگونه [ رفتار مىكنند ] .
آن را عقار ناعمة مىنامند ؛ [ ناعمة نام ] كنيزى است كه بر اثر گرسنگى آن را پخت و گمان مىبرد كه با پختن زيانش بر طرف مىشود ، لكن اندرونش را سوزاند و او را كشت .
( 1 ) . در ديگر آثار داروشناسى دسترس ما نوشته نشده است ، فقط عيسى ، ( 6 186 ) اشاره مىكند كه اين مترادف انجره ( گزنه ) -
Urtica pilulifera L .
است .
( 2 ) . قس . تاج العروس ،
III
، 417 .