( 32 ) . سپس گفته مىشود كه اين نوع به رنگهاى گوناگون است و به همين جهت واژهء « سرخ » زيادى به نظر مىرسد .
( 33 ) . كروانى ، نسخهء فارسى : كردآن . ناحيهاى با نام مشابه نيز در فرغانه است . بارتولد ،
I
، 219 .
( 34 ) . بالاتر عقيده ثابت بن قره ذكر شده بود كه عسل خوب در آتش مىسوزد .
( 35 ) . نسخهء الف : آواز ، نسخه فارسى : أوواز ، طبق
I , Vullers
، 56 ، آواز ممكن است به معناى « بلبل » باشد . اين قطعه در نسخهء فارسى با واژههاى « ابو ريحان گويد » آغاز مىشود .
( 36 ) . الحدأة ، قس .
Lane
، 526 ؛ نسخه فارسى : غليواج ، قس .
II , Vullers
، 618 .
( 37 ) * * * . در
Picture
، 127 درج شده است .
( 38 ) . الميفختج ، نك . شمارهء 266 ، يادداشت 4 .
( 39 ) . السنّوت ، قس .
Lane
، 41 - 1440 .
( 40 ) . افزوده در حاشيهء نسخهء الف : « در « الخبر » [ گفته شده است ] : اگر چيزى از مرگ نجات مىدهد ، اين روغن [ السمن ] و سنّوت است » . اين روايت را فرهنگها نيز مىآورند اما در آنها بهجاى روغن ، « سنا » آمده است : « لو كان شىء ينجى من الموت لكان لسّنا و السنوت » ، نك . لسان العرب ،
II
، 47 ؛ تاج العروس ،
I
، 556 .
( 41 ) . چه كسى ، معلوم نيست .
( 42 ) . معناى بيت روشن نيست . در پى آن در حاشيهء نسخهء الف ، ورق 89 ب افزوده شده است : « به خط الامام محمد ( الزكى - واژهء ناخوانا ) : عسل « آب دهان زنبور عسل » [ لعاب النحل و ريقه و مجاجه ] ، « وادارندهء فراموشى » [ سلوى ناميده مىشود ] ، زيرا وامىدارد تا تمام شيرينىها را با برترى خود از ياد ببريم . آن را ذوب هم مىنامند زيرا ، هنگامى كه موم را از آن جدا مىكنند ، ذوب مىشود . الضرب عسل سفيد ، نيز عسلشان [ الشهد ] است . دست افشار و مشت افشار ( الدستفشار و المشتفشار ) [ عسل ] فشرده با دست است نه با پا . سسرد عسل را به چهار نوع تقسيم مىكند : عسل زنبورهاى [ معمولى - عسل الدّبر ] ، عسل زنبورهاى نر [ عسل اليعاسيب ] و [ زنبورهاى ] نظير آنها ، عسل زنبورهاى درشت و عسل زنبورهاى ريز » . طبق
Dutt
( 278 ) توصيف هشت نوع عسل را به سسرد نسبت مىدهند .
706 . عشر 1
جالينوس تيثيملس 2 [ مىنامد ] ، حنين مىگويد كه اين عشر است و موجب شكمروى مىشود . نوعى [ از عشر ] يافت مىشود كه اگر انسان در سايهاش بنشيند ، برايش زيانآور و گاهى نيز مرگآور است و به همين جهت بايد از آن دورى جست .
در كتاب السموم [ گفته شده است ] : شيرابهء عشر بسيار گرم است ، سه درهم از آن