[ عسل ] نيكويى خود را از گياهانى به دست مىآورد كه از آنها گرد مىآيد و به همين جهت در جايى برتر است كه حاشا و گياهانى [ با طبيعت ] گرم 18 و خشك در آنجا فراوان است . ازاينرو برخى از مردمان حاشا را [ در عسل ] قرار مىدهند كه از بوى آشكارش شناخته مىشود . اما آن [ عسل ] برتر است كه از حاشا فقط تندى را به دست آورد نه بو و مزه را .
ابن مندويه : نوعى عسل مستىآور وجود دارد ، بسيار تند است و بايد از آن پرهيز كرد .
ثابت بن قره 19 : بهترين [ عسل ] آن است كه در آتش بسوزد .
صهاربخت : [ عسلى ] كه بر برگهاى گياهان گرم و خشك مانند صعتر ، حاشا و افسنتين مىبارد 20 ، تندترين و برترين است .
مىگويند كه عسل كشنده وجود دارد و نشانهاش برانگيختن تشنگى است .
عسل غليظ با موم 21 زياد ، نيز [ عسل ] مايع با فضولات بسيار ، خوب نيست و به سختى هضم مىشود . [ عسلى ] كه مزهء موم يا « ريم كندوى عسل » 22 در آن آشكارا احساس شود ، بد است و چنين است [ عسلى ] كه بوى تند شديد مىدهد ؛ اگر [ بو ] محسوس نباشد ، زيان نمىرساند .
حمزه : عسل ماذى 23 را به [ زنبوران ] ماده نسبت مىدهند زيرا مادهها آن را گرد مىآورند 24 . هنگامى كه زنبوران ، عسل را در خلى 25 يعنى « كندو » گرد مىآورند ، مىگويند مذا النحل العسل 26 .
* اصمعى : [ عسل ] به سبب نرمى 27 خود « ماذى » ناميده شده و هر نرمى - ماذى است و دروع ماذيه 28 از همينجاست .
در رسالهء على بن حمزة الاصفهانى [ گفته شده است ] كه بهترين عسل ، عسل از صعتر دشتى ، پودنه 29 ، ابهل ، اشّق و ذرق - همان حندقوقى 30 - است . بهترين و غليظترين ميان آنها عسل از قتاد كه سرخ و زرد است ، [ به شمار مىآيد ] . * * صمغ اين [ گياه ] كتيراست كه از بخش فوقانىاش جارى مىشود 31 . [ قتاد ] انواع گوناگون دارد : يكى [ از آنها ] مانند ثيل در پهنا مىرويد ، ديگرى - قهوهاى ، بزرگ با شاخههاى كلفت و دراز بسيار است ، سومى سرخ 32 و كلفت است ، رنگهاى گوناگون - سفيد ، سرخ و زرد دارد اما هنگامى كه مىخشكد ، سفيد مىشود و خارها و تخمهايى شبيه كتان پديد مىآيد . اگر آن را از ريشه ببريم ، آنگاه صمغ از آن جارى مىشود . * * * [ نوع ] چهارم در كوه عسكران از رستاق كروانى 33 اصفهان مىرويد . عسل را با شيرهء [ اين گياه ] مىآميزند . بهترين عسل در
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى ) — صفحة 719
مساهمون: أبو ريحان البيروني
ص٧١٩