( 4 ) . نسخهء الف : لكژ ، نسخهء فارسى : لكچ .
Platts
، 959 : لكچ
Artocarpus laoucha - ( lakac )
و ميوهاش .
( 5 ) . قمحادرزى .
( 6 ) . طبقشير و طواخشير ، قس . بر بهلول ، 22 786 .
( 7 ) . القنا ، نسخهء فارسى : نىنيزه . نك . شمارهء 382 ، يادداشت 5 .
( 8 ) . نسخهء الف : واژه ناخوانا ؛ نسخهء پ : متانة ،
Picture
، 126 : تنانه .
( 9 ) . نسخهء الف : جيمود ، بايد خواند جيمور .
( 10 ) * . در
Picture
، 126 درج شده است .
659 . طاليسفتر 1
[ اين ] نام هندى است .
جالينوس : [ طاليسفتر ] پوستى است كه از هند مىآورند ، مزهاش به شدت گس است و با اندكى تندى و عطر همراه است ، مانند ديگر ادويه خوشبوست . آن را كندپتر 2 مىنامند .
مىگويند كه اين درختى است كه برگهايش شبيه 3 برگهاى زيتون و مازريون است .
( 1 ) . تالسپترى هندى -
Flacourtia cataphracta Willd .
؛ (
Platts
، 306 ؛ ميمون ، 212 ) ، يا
Taxus Baccata L .
( سرخدار ، ميمون ، 38 ) ، يا
Dutt ; Abies webbiana Lindl .
، 321 . اما منابع عربى و فارسى به « طاليسفر » يا « طالسفر » اشاره مىكنند و با بسباسة
Myristica fragrans Houtt .
يكسان مىدانند ؛ سراپيون ، 83 و 489 ؛ ابو منصور ، 386 ؛ ابن سينا ، 309 ؛ عيسى ، 6 122 ؛
II , Dozy
، 19 ؛
II , Vullers
، 529 .
اين عنوان در حاشيهء نسخهء الف نوشته شده و در نسخههاى ب ، پ و فارسى حذف شده است .
( 2 ) . كنديتر ، بايد خواند كندپتر ( ؟ ) .
( 3 ) . واژهء ناخوانا . ترجمه مشروط است .
660 . طاليقون 1
- هفتجوش
مىگويند كه آن را از برنج 2 تهيه مىكنند .
در كتاب الاحجار [ گفته مىشود ] كه اين از جنس مس است اما [ مردمان ] قديم با [ افزودن ] داروهاى تند زهرآگينش مىكردند 3 بهگونهاى كه اگر با گوشت و خون مىآميخت ، زيانآور مىشد . موچين براى مژههاى [ زائد ] را از آن مىسازند ، در نتيجه آنها ديگر افزايش نمىيابند .