653 . ضرو 1
خشكى ، يحيى و ابن ماسه : [ اين ] صمغ درختى است به نام « كمكام » كه در يمن [ مىرويد ] . مىگويند كه كمكام پوست اين [ درخت ] است .
جالينوس از مادهاى به نام رب الضرو 2 [ نام برده ] و رازى آن را در حاوى شرح داده است . او در جايى ديگر گفته است كه آن را به مكه مىآورند و آن قلاع 3 را آنا از راه انقباض تسكين مىدهد .
مىگويند كه ضرو چيزى سرخرنگ شبيه عدس است و در مغرب مىرويد ؛ مىپندارم - در عربستان .
الخليل : [ اين ] محلب است .
اصمعى : ضرو ميوه « درخت سقز » است .
حمزه : صمغ [ ضرو ] درواژد 4 است .
ضرو با كسره توله 5 است .
ديسقوريدس : ضرو همان بطم است .
جبريل : [ ضرو ] صمغى خوشبوست كه از يمن مىآورند و درختش كمكام است .
ابو حنيفه : صمغ ضرو مزهء گلاب 6 را بهتر مىكند 7 و در بخورها نيز به كار مىرود .
درخت ضرو و بطم كه صمغش « علك الانباط » ناميده مىشود ، گويى با يكديگر مطابقت مىكنند 8 . [ لكن ضرو ] در كوههاى يمن بسيار است و نشنيدهام كه بطم جايى در سرزمين عربها روييده باشد 9 . بزرگترين رستنگاههاى ضرو در دو درهء يمن - براقش و هيلان واقع است .
ابو حنيفه [ مىافزايد ] كه درخت ضرو به درخت عظيم بلوط مىماند جز آنكه نرمتر است ، كنارهء برگهايش نيز نرم و متمايل به سرخ است و ميوههايى به صورت خوشه همانند بطم به بار مىآورد ؛ اما دانهها درشتترند 10 و هنگامى كه مىرسند سرخ مىشوند . از شيرهء برگهايش شربتى براى « خشونت سينه » 11 مىسازند . صمغش ابتدا كوچك است ، سپس همانند خربزه [ بزرگ ] مىشود . از ضبر شيرابهاى چسبناك شبيه قار 12 جارى مىشود . صمغش را به عطرها مىافزايند .
( 1 ) . درخت مصطكى -
Pistacia lentiscus L .
يا درخت سقز -
Pistacia terebinthus L .
، نيز صمغ اين درختان ؛ ابو منصور ، 373 ؛ ابن سينا ، 792 ؛ ميمون ، 66 و 352 ؛ عيسى ، 14 141 . در نسخهء فارسى حذف شده است .
( 2 ) . رب الضرو - شيره غليظ ضرو .