مىشود ] .
ابو الخير : يونانيان ميوههاى درشت صنوبر را اسطروبولوا 5 و نام قديم آنها را قونوس مىنامند . آنها را به سريانى بنات ارزا 6 و به فارسى بادام نشك 7 و چلغوزه 8 مىنامند .
ديسقوريدس : [ صنوبر ] به ظاهر شبيه ارز است .
جالينوس : [ صنوبر ] در شام به قمل قريش 9 ، در يك نسخه به قضم قريش 10 ، مشهور است ، اما قضيم قريش 11 درست مىنمايد ( 11 ) .
رازى : ميوههاى درشت صنوبر درازتر از پستهاند ، پوستشان سياه ، مغزشان سفيد و اين « چلغوزه » است . ميوههاى ريز پوست سياه مايل به سرخ دارند .
الحاوى : كرمهاى قرمزى كه روى درخت صنوبر وجود دارند ، نيرويشان درست همان نيروى ذرايح است .
جالينوس : نطافانى 12 حيوانى است كه روى صنوبر ديده مىشود و از داروهاى بيمارىهاى عفونى است . [ نيز نطافانى به معناى ] گل درختى است كه در آسيا مىرويد 13 .
پولس : جانشين شيرهء صنوبر نر ، شيرهء غليظ شيرينبيان و جانشين صمغ آن - صمغ بطم است .
پولس : لقش 14 چوب مغز درخت صنوبر است .
ابو حنيفه : ارز صنوبر ماده 15 است و ميوهاى شبيه بادام ريز به نام « بادام صنوبر » دارد .
اوريباسيوس : صنوبر همان قيدروس 16 است .
ابن ماسويه : جانشين [ ميوه صنوبر ] محلب پوستكنده 17 [ و همچنين ] دو برابر آن كاكنج است . اگر كاكنج را نتوان يافت ، آنگاه جانشين [ ميوه صنوبر ] در داروى سينه ، همان مقدار بادام شيرين است .
( 1 ) . چنين است در نسخهء فارسى ؛ نسخهء الف : حب الصنوبر ؛ نك . شمارهء 291 . صنوبر عربى -
Pinus pinea L .
؛ سراپيون ، 438 ؛ ابو منصور ، 365 ؛ ابن سينا ، 602 ؛ ميمون ، 317 ؛ عيسى ، 17 140 . گاهى نيز به معناى
Picea excelsa Link .
است ؛ عيسى ، 15 139 .
( 2 ) . اسطروبيليا سريانى كه از يونانى نشئت مىگيرد ،
III , Low
، 42 .
( 3 ) . قونوس - يونانى ،
III , Low
، 42 .
( 4 ) . نسخهء الف : قالون ، نسخهء فارسى : قالوقين ، بايد خواند فايوقى - يونانى ،
III , Low
، 42 .
( 5 ) . اسطروبولوا ، نك . يادداشت 2 .
( 6 ) . بنات ارزا ، قس .
III , Low
، 42 .