محمد زكريا از روفس روايت كند كه برگ نبات شوكران به برگ يبروح مشابهت دارد جز آنكه اندكى برگ شوكران به حجم خردتر است . بيخ نبات او باريك است و او را ميوهاى نيست .
بعضى گفتهاند كه او را تخمى است كه به نانخواه مشابهت دارد در لون جز آنكه اندكى از تخم نانخواه بزرگتر باشد ؛ مزهء او اندكى باشد ، بوى او ضعيف بود و از او لعابى پديدار آيد چنانكه از اسپغول 4 و زغير 5 و مانند آن .
( 1 ) .
Conium maculatum L .
؛ سراپيون ، 134 ؛ ابو منصور ، 360 ؛ ابن سينا ، 696 ؛ عيسى ، 9 55 ؛
III , Low
، 440 . گاهى اين نام را به معناى بنگدانه -
Hyoscyamus niger L .
( عيسى ، 5 96 ) و
Cicuta
( ميمون ، 58 ؛ عيسى ، 13 48 ؛
III , Low
، 440 ) به كار مىبرند .
( 2 ) . نسخهء فارسى : قوبيون ، بايد خواند قونيون - يونانى ، تئوفراست ، 528 .
( 3 ) . كشنده . در يونان باستان از شيرهء شوكران نوشابهاى مرگآور ، كشنده بىدرد انسان ، تهيه مىكردند ؛ تئوفراست ،
IX
، 16 . 8 .
( 4 ) . اسپغول ، نك . شمارهء 850 ، يادداشت 4 .
( 5 ) . زغير ، نك . شمارهء 883 ، يادداشت 10 .
618 . الشوكة البيضاء 1
سييد خار 2 كه عرب او را الشوكة البيضاء گويد ، به لغت رومى او را لوقاقانسى 3 گويند .
در ادويهء مفرده جالينوس به خط سريانى چنين آورده است كه او را اقنثولواقا 4 ، قيثادشتا 5 گويند .
ديسقوريدس اقنثالوقى 6 گويد و معنى او « خار سپيد » باشد . منبت او در كوهها و مرغزارها باشد ، برگ او به برگ خاملاون سپيد 7 مشابهت دارد جز آنكه برگ سپيد خار تنكتر باشد و سپيدتر بود از [ برگ ] خاملاون سفيد و بر اطراف او خارها بود . نبات او مزغّب باشد و ستبرى او به اندازهء ابهام بود از انگشتان و بالاى نبات او تا دو گز برسد ، ميانهء او تهى بود و روى سپيد خار سرى باشد با خارها 8 كه به سر خارپشت بحرى 9 مشابهت دارد اما به هيئت ، درازتر از آن باشد . شكوفهء او به لون بنفسجى باشد و تخم او به تخم معصفر 10 مشابهت دارد جز آنكه تخم معصفر درازتر باشد به هيئت از تخم او .
( 1 ) .
Picnomon acarna Coss .
، مترادف
Cnicus acarna L .
؛ ميمون ، 44 ، عيسى ، 17 139 ؛ يا
Silybum marianum Gaertn .
؛ ابن سينا ، 717 . نيز قس . شمارهء 123 . در نسخهء فارسى فقط « شوكه » و با اين نام كلى شمارههاى 618 ، 619 و 620 يكى شدهاند . اما از آنجا كه آنها سه گياه متفاوتاند و در ديگر