تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى ) — صفحة 665

مساهمون:

ص٦٦٥
( 4 ) . عشر الصبيان - « عشر [ ؟ ] كودكان » .

621 . شواصرا 1

ابو معاذ گويد : شواصرا گياهى است كه بوى او به غايت خوش بود و لون او به زردى مايل باشد . نبات او بيشتر در نواحى عراق باشد و او نوعى است از انواع خار 2 . ( 1 ) . نسخهء فارسى : شواصره ، در فرهنگ‌هاى فارسى : شواصرا ، نك .
II , Vullers
، 474 ؛ مخزن ، 474 . اين شواصرا و شواصرا سريانى است (
I , Low
، 385 ) -
Artemisia vulgaris L .
( ارطميسيا ) ( نك . شمارهء 33 ) ؛ يا
A . abrotanum L .
؛ ميمون ، 63 ؛
I , Low
، 385 ؛ عيسى ، 13 22 ، نيز نك . شمارهء 601 ، يادداشت 2 . ممكن است به معناى .
Chenopodium ambrosioides L .
نيز باشد ، عيسى ، 5 45 ؛
I , Dozy
، 797 . ( 2 ) . نوعيست از انواع خار .

622 . شومر 1

- ؟ نوعى است از انواع داروها ؛ در كتاب حشايش او را به مازريون 2 تعريف كرده است اما در صفت او ذكرى نكرده است . بعضى از اطبّا چنين گفته‌اند كه تخم او به تخم قاقله ماند كه او را در عطر به كار برند . بيخ نبات او خوشبوى باشد . گفته‌اند يك نوع از او آن است كه برگ او خردتر باشد و به درازى مايل باشد ؛ ميوه او گرد باشد و به اين معنى به گشنيز مشابهت دارد ، خوشبوى بود و به طعم تيز باشد . ( 1 ) . در نسخهء فارسى چنين نشانه‌گذارى شده است . از ميان منابعى كه مىشناسيم ، فقط محيط اعظم (
II
، 142 ) از آن نام مىبرد . عيسى ، ( 18 82 ) شومر الحمار مىآورد و آن را همچون .
Ferula tingitana L .
تعريف مىكند . ( 2 ) . مازريون ، نك . شمارهء 963 .

623 . شوع 1

ابو عبيد از اصمعى روايت كند 2 كه عرب شوع ، « درخت بان » را گويد . قيس بن الخطيم 3 در ذكر او مصراعى گفته است و مصراع اين است :
در هر دو سوى آن [ كوه ] شوع و غريف 4
قوت و صفت او را در حرف « باء » ذكر كرده‌ايم 5 . ( 1 ) . يكى از نام‌هاى عربى بان -
Moringa pterygosperma Gaertn .
. نك . شمارهء 134 .