مىآيد . در گلهاى زردش دانههاى سبز خوشبو وجود دارد . آن را با وجود تلخى مىخورند . مىگويند كه برگهاى [ سلم ] قرظ است كه با آنها دباغى مىكنند 5 .
( 1 ) .
Acacia Ehrenbergiana Hne .
مترادف
Lane ; Acacia flava Forsk .
، 1414 ؛ عيسى ، 6 2 .
( 2 ) . العرفط -
Acacia orfota Forsk .
مترادف
Lane ; Mimosa orfota Forsk
، 2017 ؛ عيسى ، 2 3 .
( 3 ) . الطلح - نام ديگر ام غيلان ، نك . شمارهء 95 .
( 4 ) . الحبلة - ميوههاى غلاف مانند .
* ( 5 ) . نسخهبردار اين قطعه را به اشتباه به ورق 77 ب ، نسخهء الف به صورت عنوانى جداگانه در پى شمارهء 651 نقل كرده است ، در نسخهء فارسى اصلاح شده است .
559 . سليط - روغن زيتون و ديگر روغنها
مؤلّف المشاهير : [ سليط ] نزد مردم يمن به معناى « روغن زيتون » است . نيز مىگويند كه اين روغن كنجد است . [ شاعر ] گفته است :
در شب گويى چراغهاى راهبند * در موزن ، فتيلههاى آنها كه پر از سليطند
[ شاعرى ] ديگر گفته است :
روشنى دهد چون روشنى چراغ سليط * نيافريده الله در آن دود 1
سليط روغن كنجد 2 است . مىگويند روغن كوهان شتر است .
( 1 ) . اين شعر به صورتى ديگر در شمارهء 515 آورده شده است .
( 2 ) . نسخهء الف : دهن الساج ، بايد خواند دهن الشيرج ؛ قس . لسان العرب ،
VII
، 320 .
560 . سلحفاة 1
- لاكپشت
به سريانى رقا 2 ، نيز گالا 3 ، به فارسى كشف 4 و سنگپشت 5 ، به زابلى باخه 6 ، به هندى و سجستانى كچه 7 [ ناميده مىشود ] .
ديسقوريدس : لاكپشت دريايى همان « رق » 8 است .
حمزه : [ لاكپشت ] همان كشف ، خرچنگ 9 ، سولاپاى يعنى « پاهاش در سوراخ » 10 ، كبارپشت 11 كه به زبان فارسى به معناى « سفالين پشت » است ؛ دفوافى 12 و دفوا كرب النخل 13 است . نيز آن را سنگ پشت و در جرجان تالان قفص 14 مىنامند .
الآمدى : اطوم 15 لاكپشت دريايى و ذبل كاسه است . مىگويند كه [ اطوم ] ماهىاى است كه پوستش « سفن » 16 ناميده مىشود . نيز مىگويند كه اين صدف يا ماهى دريايى بزرگى است كه از پوستش تخت كفش مىسازند . برخىها مىگويند كه [ اطوم ] ماهى