495 . زرچوبه 1
[ زرچوبه ] به هندى هلدى 2 ناميده مىشود ؛ صفتهايش را بهطور كامل در ذكر عروق 3 شرح خواهيم داد .
( 1 ) . نام فارسى
II , Vullers ; Curcuma longa L .
، 126 ؛
II , Low
، 7 ؛ عيسى ، 3 63 ؛ نسخهء فارسى حذف كرده است . زرچوبه يا زردچوب .
( 2 ) . هلدر ، بايد خواند هلدى ، قس .
Platts
، 1231 ؛
Dutt
256 .
( 3 ) . العروق - نام عربى زرچوبه ، نك . شمارهء 698 .
496 . زرداسفور 1
- ؟
رازى : جانشين [ زرد اسفور در تقويت معده نيم وزن افسنتين است ] .
( 1 ) . در ديگر منابع و فرهنگها نوشته نشده ، نسخهء فارسى حذف كرده و نسخهء پ اين عنوان را ضميمه شمارهء 495 كرده است .
497 . زرير 1
[ زرير ] به فارسى اسفرك 2 [ ناميده مىشود ] و اين ، گل گياهى است كه در كوههاى جوزجان ديده مىشود .
( 1 ) .
Delphinium zalil Ait .
، مترادف
D . saniculaefolium Boiss .
؛ عيسى ، 14 69 ؛ بدويان ، 1381 .
برخىها مىپندارند كه اين
Delphinium semibarbatum Bienert .
است ؛ سحاب الدينوف ، فرهنگ ، 288 .
( 2 ) . اسفرك ، نسخهء فارسى : اسبرك (
I , Vullers
، 90 ) و سپس مىافزايد : « ابو بكر بن على بن عثمان كه مترجم اين كتاب است گويد : اسپرك را نبات اختصاص به كوه جوزجانان ندارد بل كه منبت او را در بسيار مواضع ديگر و از جمله در بلاد فرغانه بيابند » - متن فارسى در
Picture
، 121 درج شده است .
498 . زعفران 1
[ زعفران ] به رومى انيخوس 2 و همچنين قروموا 3 ، به سريانى كركما 4 ، نزد جالينوس قوروقوس 5 و به هندى كنكون 6 [ ناميده مىشود ] .
السّرى : اين زعفران ، جادى 7 ، جساد 8 است . [ شعر ] :
جساد بالا آمد ، بالاتر از كشتزار 9 پوشانيد آن را * به سان شفق ، با شاخههاى سرخ 10
- جسد 11 ، ريهقان 12 ، مردقوش 13 ، رادن 14 ، كركم 15 ، عبير 16 ، و ايدع 17 است .
برگهاى زعفران قيدومه 18 ، رقان 19 ، خشيف 20 ، رقون 21 و شوران 22 [ ناميده