( 1 ) .
Curcuma zedoaria Rosc .
؛ ابو منصور ، 304 ؛ ابن سينا ، 162 و 237 ؛ ميمون ، 81 ؛
III , Low
، 498 - 499 ؛ عيسى ، 4 63 . نوشتارهاى ژدوار ، زروار و صورت عربى جدوار نيز ديده مىشود .
( 2 ) . نك . شمارهء 249 .
488 . زراوند 1
[ زراوند ] سه نوع است : دراز ، گرد و آنكه به جوانههاى تاك مىماند 2 . [ زراوند ] گرد قوىتر از دراز است و * برگش شبيه گياهى است كه 3 « قسّوس » 4 ناميده مىشود ، بوى خوش و اندكى تند دارد ، متمايل به گردى و نرم و لطيف است . [ زراوند ] را شاخههاى بسيار است كه از يك ريشه خارج مىشوند و شاخكهاى دراز دارد . بخش درونى گل ، سرخ است و بوى ناپسند دارد .
[ زراوند ] دراز را نر مىگويند ، برگهايش درازتر از [ زراوند ] گرد است ، شاخكهايش باريك و درازاى آنها حدود يك وجب است . گلهاى اين [ زراوند ] ارغوانى با بوى ناپسند است و هنگامى كه پديد مىآيند ، به گلهاى گلابى مىمانند . ريشهاش به درازاى يك وجب و بيشتر ، و به ضخامت يك انگشت است . بخش درونى ريشههاى هر دو [ نوع زراوند ] شبيه شمشاد و مزهشان تلخ است .
نوع دراز [ ديگرى نيز ] با شاخههاى باريك وجود دارد كه برگهاى ضخيم متمايل به گرد شبيه برگهاى حى العالم روى آنها مىنشيند ، گلهايش به گلهاى سداب مىماند ، ريشههايش فوق العاده دراز و باريك با پوستهء ضخيم و بوى خوش است . عطاران آن را براى تهيه روغن به كار مىبرند و آن ضعيفتر از دو ديگر است .
[ زراوند ] دراز همانند زرنباد 5 به هندى كچور 6 ، و [ زراوند ] گرد - چنگراند 7 [ ناميده مىشود ] .
زراوند به رومى ارسطلاخيا و ارسطلوخيا 8 ، به سريانى سفلولا 9 [ ناميده مىشود ] و در كتاب الحشائش به « را » 10 تصحيح شده است .
كسانى هستند كه [ زراوند ] را « ريون » مىنامند ، لكن اين راوند 11 است نه زراوند . نام آنها به شكل آنها اشاره دارد 12 ، رنگ هر دو آنها زردگون و مزهشان تلخ است 13 .
ديسقوريدس : نام [ ارسطلوخيا ] از ارسطون 14 به معناى « عالى » و لوخوس 15 - زائو مشتق مىشود و [ ارسطلوخيا ] به معناى « [ داروى ] بسيار خوب در مفيد بودن براى زائو » است . آن به يونانى اريسطولوشى نوشته مىشود . [ زراوند ] نر دقطوليطس 16 ناميده مىشود و آن دراز است . [ ارسطلوخيا ] ازآنرو چنين ناميده مىشود كه زائوها از آن استفاده مىكنند .