يا .
( 3 ) . رمانا ، قس .
III , Low
، 81 .
( 4 ) . دارم و دارمون ،
Platts
، 501 : دارمت ، دارم .
( 5 ) . مرمار ، قس . لسان العرب ،
V
، 171 .
( 6 ) . نسخهء فارسى : ثالاسطون ، بايد خواند بالاوسطيون - يونانى ، قس . شمارهء 260 ، يادداشت 5 .
( 7 ) . نسخهء فارسى : حب الفلفل بايد خواند حب القلقل ، نك . شمارهء 293 ، يادداشت 2 .
471 . رماد 1
- خاكستر
خاكستر را [ به هندوئى ] راك 2 گويند و در بعضى مواضع سواه 3 گويند .
ابو الخير و پولس گويند : در هر خانه كه مس گدازند ، چون خاكستر درو جمع شود ، به لغت رومى او را سبوديون 4 گويند .
( 1 ) . قس . سراپيون ، 301 ؛ ابو منصور ، 286 ؛ ابن سينا ، 673 .
( 2 ) . راك ، قس .
Platts
، 582 .
( 3 ) . سواه - شايد تحريف سرا باشد كه برطبق
Dutt
، 90 ممكن است به معناى پتاش ( كربنات پتاسيم ) باشد .
( 4 ) . نسخهء فارسى : سبوريون ، بايد خواند سبوديون ( ديوسكوريد ،
V
، 58 ) از يونانى - خاكستر .
472 . رمرام 1
نوعى است از معارف نبات در باديه ، يكى را ازو « رمرامه » گويند و اين روايت است از ائمه لغت .
ابو حنيفه گويد : لون او خاك فام است ، برگ او خرد باشد و پهن 2 . برگ او را نگاه دارند از جهت دفع مضرت زهر مار و كژدم و انواع هوام را . طريق استعمال او در دفع مضرت زهر آن است كه [ برگهاى ] او را در آب اندازند و بگذارند تا قوتى كه در او بود به آب بگذارد ، آنگاه آن آب به [ آسيب ديده ] دهند .
( 1 ) . بيش از همه .
Chenopodium murale L .
است ؛ ابو حنيفه ، فرهنگ ، 37 ؛
I , Dozy
، 557 ؛
I , Low
، 339 ؛ عيسى ، 11 47 .
( 2 ) . ابو حنيفه ، 428 : « برگهايش درازند و نوعى پهنا دارند » .