تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى ) — صفحة 544

مساهمون:

ص٥٤٤
تمام بود . خوردن او چشم را خيره كند ؛ سر دانهء او تيز باشد به هيئت ، پوست او زرد بود و مغز او سرخ باشد . ( 1 ) .
Verbena officinalis L .
؛ ابو منصور ، 285 ؛ ابن سينا ، 664 ؛
I , Dozy
، 537 ؛ عيسى ، 3 188 . نام عربى به معناى « خوراك كبوتر » است . ( 2 ) . نسخهء فارسى : ارسطاراون ، بايد خواند بارسطاراون - يونانى ، ديوسكوريد ،
IV
، 51 ؛ قس . همين‌جا ، شمارهء 772 . ( 3 ) . ازساريلون ، بايد خواند بارستاريون ، قس . يادداشت 2 . ( 4 ) . رعى الابل ، بايد خواند رعى الايل نك . شمارهء 467 . ( 5 ) . گاومشنگ و ديومشنگ قس .
I , Vullers
، 961 و
II
، 947 .

469 . رقاع 1

ابو ريحان گويد : فرق نيست ميان او و ميان جوز القى جز آنكه سر رقاع شكافته باشد و لون او به سرخى مايل بود ، و در جوز القى شكافتن سر او نادر باشد و به اين معنى تخم او در او باقى باشد ؛ لون جوز القى به سبزى مايل باشد 2 . ( 1 ) . رقاع جمع رقعة -
Trichilia emetica Vahl .
مترادف
Elkaia yemenensis Forsk .
؛ سراپيون 339 ؛ غافقى ، 216 ؛ ميمون ، 82 ؛
II , Low
، 63 ؛ عيسى ، 2 75 ، 13 182 . ( 2 ) . در پى آن در نسخهء فارسى مانند هميشه از خاصيت سخن مىرود و در آنجا از جمله گفته مىشود : « ارجانى گويد منبت رقاع در يمن باشد و او را از آنجا به زمين‌هاى ديگر نقل كنند . در آوردن قىقوت تمام دارد و شربتى از او يك درم با مطبوخ سرمق ، شبت و فوتنج به هم حل كنند و بخورند » .

470 . رمّان 1

- انار رمان را به لغت رومى رويذون ، رويذين و روذوس 2 گويند ، به سريانى رمّانا 3 گويند ، به هندى دارم و دارمون 4 گويند . انار بسيار آب را كه در او [ تنها ] تخم باشد ، به لغت عرب مرمار 5 گويند . جالينوس گويد : بالاوسطيون 6 شكوفهء انار دشتى را گويند كه به شكوفهء انار بستانى مشابه باشد . صهاربخت گويد : انار دشتى حب القلقل 7 را گويند . ( 1 ) .
Punica granatum L .
؛ سراپيون ، 327 ؛ ابو منصور ، 273 ؛ ابن سينا ، 676 ؛ عيسى ، 3 151 . اين نام از رمّانا آرامى است ؛
III , Low
، 81 . ( 2 ) . رويذون و رويذين و روذوس ، احتمالا از يونانى « انار كوچك » ؛ ديوسكوريد ،
I
، 118 : يا