( 8 ) . نسخهء فارسى : كتاب بخت ، بايد خواند كتاب النخب ، قس . الجماهر ، متن عربى ، 197 .
448 . دهمست 1
درختى است كه چون سوخته شود بوى خوش ازو به مشام رسد . عرب او را غار 2 گويد و در اين معنى شعرى ايراد كردهاند از عدى بن زيد 3 :
شب بسى نگريستم به نار * او مىخاييد 4 [ عود ] هندى و غار
به لغت رومى او را دفونيديس و دفونيدوس گويند و دفنوس 5 نيز گويند ، به سريانى بنات دهنيا 6 گويند و به لغت پارسى دهمست گويند . دمشقى گويد : « حبّ الغار » را حبّ الدهمست گويند .
حمزه گويد : دهمست از درختانى است كه در فصل بهار و در زمستان سبز باشد چنانكه درخت ابهل و امثال او . معنى او چنان باشد كه « اى مرد برخيز ! » 7 ، زيرا كه « ده » به لغت ايشان « مرد » را گويند ، و « مست » چنان باد كه « برخيز » .
ديسقوريدس گويد : بعضى از [ انواع ] درخت دهمست را برگ باريك باشد و بعضى را برگ پهن باشد .
( 1 ) .
Laurus nobilis L .
؛ ابن سينا ، 179 ؛ ميمون ، 404 ؛
II , Low
، 122 ؛ عيسى ، 20 105 ؛
I , Dozy
، 467 . نام فارسى به معناى « ده مست » است .
( 2 ) . نسخهء فارسى : عار ، بايد خواند غار ، نك . شمارهء 746 .
( 3 ) . نسخهء فارسى : على بن زيد ، بايد خواند عدى بن زبد ، قس . ابو حنيفه ، 422 ، ص 185 ؛ لسان العرب ،
V
، 35 .
( 4 ) . نسخهء فارسى : تقصيم ، بايد خواند تقصم ، قس . ابو حنيفه ، 422 ، ص 186 .
( 5 ) . نسخهء فارسى : اذقونيديس ، اذنونيدوس ، اذفيوس كه هر سه تحريف شده
Low ) daphnidion
،
II
، 122 ) و است . ديوسكوريد ،
I
، 84 : دافنيدس .
( 6 ) . نسخهء فارسى : نبات دهدا ، بايد خواند بنات دهنيا ( ؟ ) ، قس . بر بهلول ، 20 302 .
( 7 ) . اى مرد برخيز !
449 . دهن 1
- روغن
ارجانى گويد : انواع روغنها بسيار است و خاصيت ايشان مختلف است .
روغن بلسان گرم و خشك است در دو درجه و بدل او از ادويه مرّ سيال 2 است با همسنگ او [ روغن ] كاذى و نيم جزء او روغن نارجيل و ربع او روغن زيت كهنه .
روغن بيد انجير گرم است در دو درجه و خشك است در درجهء اول و در او قوت