تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى ) — صفحة 497

مساهمون:

ص٤٩٧

401 . خفّاش 1

- شب‌پره خشّاف 2 نيز ناميده مىشود . وطواط 3 نوعى [ شب‌پره ] است كه خرما مىدزدد . دربارهء وطواط گفته شده است كه اين پرستوى سياه با بال‌هاى دراز است . شب‌پره را « فار الليل » 4 و « فار الجو » 5 نيز مىنامند . ( 1 ) .
Microchiroptera
؛ قس . ابن سينا ، 763 . ( 2 ) . الخشاف ، قس .
Lane
، 743 . ( 3 ) . الوطواط ، قس .
Lane
، 2948 . ( 4 ) . فأر الليل - « موش شب » . ( 5 ) . فأر الجو - « موش هوا » .

402 . خل 1

- سركه به رومى اوكسوس 2 ، به سريانى خلّا 3 و به فارسى سك 4 است . ( 1 ) .
Acetum
؛ قس . سراپيون ، 110 ؛ ابو منصور ، 167 ؛ ابن سينا ، 771 . ( 2 ) . اوكسوس - يونانى ، ديوسكوريد ،
V
، 11 . ( 3 ) . خلّا ، قس .
I , Low
، 104 . ( 4 ) . سك ، قس .
II , Vullers
، 306 . نسخهء فارسى : « پارسيان « سركه » گويند و به لغت اهل سيستان « سك » گويند » .

403 . خلاف 1

- بيد * بشر : صفصاف 2 به فارسى بيد سپيد 3 ناميده مىشود . الحاوى [ و ] الطبرى : شيرهء بيد [ صفصاف ] موها را مىزدايد . برخى از مردمان شكاف‌هايى روى چوب بيد [ خلاف ] ايجاد مىكنند و صمغ و شيره را گرد مىآورند ، و برخى ديگر آن را از برگ‌هايش هنگام گل دادن استخراج مىكنند . در چين بيدى را كه در زمستان سرخ مىشود 4 ، در معبدهاى بت‌پرستان 5 از بالا [ واژگون ] در زمين مىكارند . شاخه‌هايش به زمين كشيده مىشوند و آن به صورت گنبد درمىآيد 6 . برخى [ از پزشكان ] مىگويند كه هر چيز تلخ گرم است 7 به استثناى بيد كه تلخ و سرد است ، و به همين جهت آن را به دليل نقض حكم كلى دربارهء مواد تلخ ، « خلاف » ناميده‌اند ؛ هر چيز تلخ گرم است به استثناى بيد ، به همين جهت آن را « خلاف » مىنامند 8 . ابو النصر العتبى :