ديسقوريدس : [ يك نوع نخود ] دشتى وجود دارد كه دانههايش شباهتى با دانههاى [ نخود ] بستانى ندارد ، اما از روى برگها به آن شبيه است ؛ آن بويى تند دارد 10 .
( 1 ) .
Cicer arietinum L .
؛ سراپيون ، 119 ؛ ابن سينا ، 253 ؛ عيسى ، 10 48 .
( 2 ) . نسخهء الف : آرفنطوس ، نسخهء فارسى : ارفينطوس - يونانى ، ديوسكوريد ،
II
، 104 .
( 3 ) . اربينثوس ، نك . يادداشت 2 .
( 4 ) . حمصى ، قس .
Low , Pf .
، 171 .
( 5 ) . نخود ، قس .
II , Vullers
، 1301 .
( 6 ) . نسخهء الف : ارفامسيس اربنثوس و اغريوس ، بايد خواند ارفامسيس و اربنثوس اغريوس .
( 7 ) . اغريوس - به يونانى به معناى « وحشى » است اما حنظل ( « خيار وحشى » ) ناميده مىشود ، نك . شمارهء 358 . در اينجا ظاهرا سوءتفاهم بروز كرده است .
( 8 ) . نسخهء فارسى : نخود دشتى دو نوعست .
( 9 ) . ربند ( ؟ ) .
( 10 ) . نقل از ديوسكوريد ،
II
، 104 به صورت دگرگونشده آورده شده است .
352 . حمّاض 1
- ترشك
[ ترشك ] بستانى به سريانى حموعياثا 2 ، به فارسى ترشه 3 [ ناميده مىشود ] و اين سرخپاى 4 است . [ ترشك ] دشتى السّلق البرّى 5 ناميده مىشود .
جالينوس در كتاب الغذاء [ مىگويد ] : ترشك ناترش را از لحاظ شباهت در طعم و قوت ، مىتوان « چغندر دشتى » ناميد . مردم [ ترشك ] ترش را هنگامى كه هوس خوردن گل 6 مىكنند ، مىخورند و اين هوسى زشت است .
ابن ماسويه : افليمون 7 در [ كتاب ] مخانيق الماء 8 ، ترشك شبيه كلم و آن را كه شبيه كاسنى است ، « سگزبان » 9 مىنامد .
ديسقوريدس : [ ترشك ] در زمينهاى چرب مىرويد ، برگهاى دراز نوكتيز دارد ؛ اين ترشك [ بستانى ] است . [ ترشك ] دشتى وجود دارد كه برگهايش شبيه صعتر است ، تخمهايش ترش و سرخ است .
تخمهاى [ ترشك ] به هندى ديله 10 و [ خود ] ترشك املى 11 ناميده مىشود .
پولس : ترشك « كوهى » در جاهاى باتلاقى مىرويد و از نظر نيرو به ترشك [ بستانى ] نزديك است .
او [ سپس ] مىگويد كه ريشهء عاقرقرحا جانشين ريشهء ترشك است .