اينجا ترتيب الفبايى به هم خورده است ؛ دو عنوان با واژهء « حجر » پيش از عنوانى كه با « حب » شروع مىشود ، قرار گرفته است .
( 2 ) . سختى سنگها با خراشيدن يكى بر ديگرى معيّن مىشود .
( 3 ) . و النسبة احق بالمراهات ( يا المراصات ؟ ) فى الترتيب من الحجر الذى هو جنس لها . معناى اين جمله روشن نيست .
287 . حجر مريطوس 1
- ؟
[ اين سنگ ] و محصول سايش آن همانند يشم زردفام است .
( 1 ) . در حاشيهء نسخهء الف ( ورق 46 ب ) نوشته شده است ؛ از شمارهء 287 تا شمارهء 326 در نسخهء فارسى حذف شده است .
288 . الحبة السوداء 1
- سياهدانه
اين شونيز 2 است .
مىگويند كه اين دانهاى است كه به زبان سجستانى ريونك 3 [ ؟ ] ناميده مىشود .
صهاربخت از آن چنين نام مىبرد و توضيح مىدهد كه اين « حب السجيز » 4 است .
( 1 ) .
Nigella sativa L .
، به عربى به معناى « دانه سياه » است ؛ سراپيون ، 521 ؛ ميمون ، 167 ؛ عيسى ، 3 125 .
( 2 ) . الشونيز نام ديگر فارسى سياه دانه است ، نك . شمارهء 616 .
( 3 ) . خواندن مشروط ، نسخهء الف : ريونك ؟ ؟ ؟ ، نسخهء پ : الونك .
( 4 ) . الحب السجيز ،
I , Vullers
، 612 : حب سجستانى - حب قاقلة ، نك . شمارهء 807 .
289 . الحبة الخضراء 1
اين ميوهء « درخت سقز » 2 است . آن را به فارسى خنجك 3 ، به سجستانى كنبشك 4 و به سندى گلنگور 5 مىنامند .
مىگويند كه صمغ [ درخت سقز ] بهترين صمغ است و در آن [ نيروى ] قبضكننده وجود دارد .
ابو جريج : علك الانباط صمغ درخت سقز است .
ابن ماسه : جانشين اين [ ميوه ] پسته و روغنش همانند روغن قرطم 6 است .
( 1 ) . ترجمهء مستقيم « دانه سبز » ، - ميوهء
Pistacia terebinthus L .
؛ ديوسكوريد ،
I
، 71 ؛ سراپيون ، 59 ؛