( 4 ) . نسخهء فارسى حذف كرده است ، افزوده از روى غافقى ، 212 و ابن بيطار ، جامع ، 165 از ماست .
( 5 ) . سپس از « خاصيت » سخن مىرود كه در آن گفته شده است : « ارجانى گويد جبلهنگ تخم تربد سياه را گويند و پوست بيخ جبلهنگ تربد زرد است » . قس . شمارهء 207 .
245 . جبسين 1
- گچ
به زبان رومى يبسين 2 گويند ؛ اورباسيوس گويد او را عنقوس 3 خوانند . عنقوس « گچ » 4 را گويند كه تمام نرسيده باشد و قوت او بليغ نبود .
ابو معاذ گويد جبسين به لغت رومى « سپيدهء ارزير » 5 را گويند و ابو ريحان تقرير ابو معاذ را تخطئه كرده است .
( 1 ) . معرب يونانى (
gypsum
لاتين ) ؛ سولفات كلسيم آبدار -
CaSO 4 . 2 H 2 O
؛ سراپيون ، 195 ؛ ابو منصور ، 119 ؛ ابن سينا ، 151 ؛ غافقى ، 225 ؛ ميمون ، 78 .
( 2 ) . يبسين ، نك . يادداشت 1 .
( 3 ) . عنقوس - يونانى - در اينجا به معنى رخام گچى است نه آهكى ؛ غافقى ، 225 .
( 4 ) . گچ - نام فارسى
I , Vullers ; gypsum
، 508 و
II
، 950 ؛ نيز نك . شماره 256 .
( 5 ) . سفيداب قلع .
246 . جبلت 1
- ؟
داروى مسهل است و معدن او در اصفهان است .
ابن ماسويه گويد منبت او در زمين حبشه است و مسهل است مر زرداب و بلغم را .
( 1 ) . در ديگر منابع ذكر نمىشود .
247 . جبه 1
[ جبه ] اسم هندى است و او نوعى است از چوب 2 [ كه از ] بلاد هند [ مىآورند ] ؛ لون او زرد است و در بعضى [ ضبطهاى ] معجونها او را به كلكلانج 3 هندى تشبيه كردهاند .
بعضى « جيم » را به « خاء » تبديل كنند و گويند خبه .
( 1 ) . در ديگر منابع داروشناسى ذكر نمىشود . طبق فرهنگهاى هندى جوا يا جبا به معناى
Hibiscus Platts ) rosa sinensis L .
، 393 ؛
Dutt
، 301 ) يعنى گل سرخ چينى است ( اننكوف ، 166 ) .
( 2 ) . يا تراشه .
( 3 ) . كلكلانج از به اصطلاح معجونهاى اكبر ( داروهاى مركب ) است . اين واژه از پهل - پهلان هندى