جز اين ، در ديگر آثار داروشناسى سدههاى
XVII - X
معلوم بر ما ، از چاى ذكرى به ميان نمىآيد . فقط محمد حسين العقيلى العلوى مؤلّف مخزن الادويه نوشته شده در سال 1772 به زبان فارسى در هند ، عنوان چاى را در اثر خود درج كرده ( ص 252 ) و اطلاعات دربارهء آن را تقريبا بهطور كامل از ترجمهء فارسى صيدنه بيرونى گرفته است . در مقالهء « چاى » لغتنامهء دهخدا ( جزوهء 41 ، ص 97 ) نيز ترجمهء فارسى صيدنه نقل مىشود . اين عنوان در
Picture
، 115 درج شده است .
( 2 ) . صا .
( 3 ) . نسخهء فارسى و لغتنامه : بپزند ، بايد خواند ببرند ، مخزن : مىبرند .
( 4 ) . در وعائى چهارسو ، مخزن : در سايه .
* ( 5 ) . افزوده از روى مخزن و لغتنامه : در وقت حاجت به آب گرم شربت كنند و بخورند و شربت او قائم مقام ادويهء مركبه است و مضرت ادويهء مركبه را ندارد .
( 6 ) . مضرت شراب .
( 7 ) . نسخهء فارسى : در كتاب اخبار چنين آورده است ، بايد خواند در كتاب اخبار چين آورده است ، لغتنامه : كتاب اختيارات ، مخزن : ( حكيم ميرزا قاضى ) نيز چنين در اختيارات خود نوشته كه . . .
( 8 ) . سپست .
( 9 ) . ينجو ، شايد يانچژئو باشد . لغتنامه : منجو .
( 10 ) . و بر هر دو طرف وادى خماران باشند و خانهداران و مواضعى كه در آن مواضع چا خورند ، مخزن :
و بر خمار مردمان به خوردن آن اعتبار دارند ، لغتنامه : خماران كه به خوردن چا اعتياد دارند .
( 11 ) . بنگ - مادهء مخدر كه از برگهاى شاهدانه هندى به دست مىآيد ؛
Dutt
، 236 ؛
Platts
، 171 .
( 12 ) . بسر ( پنهانى ) خورند .
( 13 ) . نمك .
( 14 ) . چندى ، لغتنامه : چندى ( ظ : جنيدى ) ، احتمال مىرود كه اين نقل عربى نام
Chang Chi
- پزشك بزرگ چينى باشد كه در نيمهء دوم سدهء دوم مىنوشته است (
I , Sarton
، 310 ) .
( 15 ) . قرصها كنند .
( 16 ) . چشم گرفت ، بايد خواند خشم گرفت .
238 . جار النهر 1
نباتى است كه به نيلوفر مشابهت دارد . چنانكه معدن نيلوفر در آب باشد ، معدن او هم بيشتر در آب باشد و در بعضى مواضع بر لبهاى جوى نيز بود .
الفيمينون 2 انواع نبات را كه دلالت كند بر نزديكى آب ، جمع كرده است چون « لسان