( 1 ) .
Morus alba L .
و
Morus nigra L .
؛ سراپيون ، 510 ؛ ابو منصور ، 87 ؛ ابن سينا ، 737 .
( 2 ) . همينگونه است در ابو حنيفه ، 127 و در فرهنگهاى لسان العرب ،
II
، 18 ؛
Lane
، 322 . اما نسخهء فارسى برعكس : اصمعى گويد توت بتا پارسيست و بثا تازى - « . . . توت با « تا » [ واژه ] فارسى است ، و با « ثا » - عربى » .
( 3 ) . در لسان العرب ،
II
، 18 اشاره مىشود كه مؤلف اين شعرها محبوب بن ابى العشنّط النّهشلى است .
( 4 ) . كرخ - يكى از محلههاى بغداد است .
( 5 ) . يعنى براى سفيد و سرخ [ شامى ] .
( 6 ) . خرتوت ، برطبق
I , Vullers
، 669 ، نوع درشت و بىمزهء توت است . برطبق عيسى ، 2 121 :
Morus nigra L .
. ( 7 ) . اين سطر در نسخهء الف تحريف شده است : يسعى بهادومتين . اين شعرها در لسان العرب ،
III
، 333 نيز آورده شده و به مؤلف آن الاسود بن يعفر [ در سال 600 درگذشت ] اشاره شده است . نخستين مصرع در آنجا : « يسعى بها ذوتو متين منطّق » است و گفته مىشود كه ضمير در « بها » مربوط به واژهء سلافة ( شراب ) است كه در بيت پيشين ذكر شده است .
( 8 ) . اين شعر در ابو حنيفه ، 302 و لسان العرب ،
III
، 334 نيز آورده شده است .
( 9 ) . نسخهء الف : قيراطيا ، نسخهء فارسى : « به لغت رومى سكامينن [ يونانى ] گويند » ؛ قس .
I , Low
، 268 .
229 . تين 1
- انجير
بلس نيز [ ناميده مىشود ] .
اهوازى مىگويد كه [ انجير ] به رومى صيكه 2 ناميده مىشود .
براى هر ميوهاى ، جز انجير ، نخست در جاهاى معيّن درخت و در زمان معيّن ، گل [ پديد مىآيد ] . انجير گل ندارد و ميوهها ، بىآنكه گلى پيش از آن پديدار شود ، روى تنه و شاخهها پديد مىآيند . 3
روغن جملهء حبوبات 4 در مغز باشد نه در ميوه مگر زيتون كه روغن او در ميوهء او باشد نه در دانهء [ هستهء ] او . هر حيوانى كه بود در وقت علف خوردن و نشخور زدن فك زير جنباند مگر نهنگ 5 كه فك زبرين 6 جنباند .
چنين گويند كه در زمين مصر نوعى است از انجير كه به هيئت خردتر باشد از انواع انجير و او را جمّيز 7 گويند .
ابن ماسه گويد كه اين نوع انجير دشتى است .