( 8 ) . نسخهء الف : اقشى ، بايد خواند افشى ، نسخهء فارسى : ابو ريحان گويد روين در ابيورد كمتر باشد و نيكو نبود .
228 . توث 1
- توت
نحودانان مىگويند : توت با دو « تا » ست . اصمعى مىگويد : [ توث ] با حرف « ثا » [ واژهء ] فارسى است و با « تا » - عربى . 2
يك اعرابى 3 [ اين شعرها را گفته ] و آنها متداول شدهاند :
باغى با زمين سخت و ناهموار * يا گوشه دهى بىگياه و متروك
كه از آن مىگذرم ، خوشتر و شيرينتر است به چشمانم * تا كرخ 4 بغداد با درختان انار و توت
ابن خالويه مىگويد : اين توت با دو « تا » است نه ثوث با دو « ثا » و نه توذ .
ابو حنيفه مىگويد كه توث همان فرصاد است .
اما آنچه ما از « توت » مىدانيم و آن بسيار سفيد و بىاندازه شيرين است . سپس انواع آن است از رنگ سرخ تا نزديك سياه .
و اما [ توت ] سرخ تيره كه به شام نسبت مىدهند ؛ [ نام ] توت براى هر دو [ نوع ] 5 مشترك است . به همين جهت براى تمييز دادن نوع شامى از ديگر [ توتها ] ، [ واژهء ] « خر » را به [ نام ] آن مىافزايند و مىگويند « خرتوت » 6 .
از سخن [ زير ] ممكن نيست مطلب را روشنتر ساخت :
مىدود [ جوان با شراب ] با دو گوشواره و كمربسته 7 * سر انگشتانش با فرصاد به رنگ سرخ رنگين گشته
مؤلّف الياقوتة مىگويد : سر انگشتانش با فرصاد يعنى « توت شامى » ، [ رنگين شده است ] .
سخن ذو الرّمّة نيز [ روشنتر نمىسازد ] :
گويى ميوههاى پلاسيده پاشيدهاند * پيرامون خود فرصاد و انگور 8
سر انگشتان از [ توت ] شامى ، نيز از ديگر [ نوع توت ] سرخ ، سرخرنگ مىشوند .
بدان ، كه ذو الرمه از آنچه [ مىگويد ] ، [ نوع ] شامى نيست .
جالينوس « خرتوت » را قيراطى 9 مىنامد .
پولس مىگويد كه جانشين شيرهء توت ، برگ علّيق است .