( 26 ) . كاليدرها ، نسخهء فارسى : كالندهار .
( 27 ) . هلاوش ، مهيرهوف ( غافقى ، 181 ، ص 367 ، يادداشت 3 ) حدس مىزند كه اين ممكن است آوانويسى تحريفشدهء
hilamochik
سانسكريت (
Dutt , Enhydra Heloncha D . C .
، 186 ) باشد .
195 . بيش موشك 1
صهاربخت مىگويد : اين موشى است كه غذايش بيش است و گوشتش در برابر بيش مقاوم است و زيانش را بر طرف مىكند اگر در وقت گردآورى بيش شكار شود .
مؤلف ديگر مىگويد : پادزهر بيش 2 ، موشى است به همين نام .
الترنجى مىگويد : اگر گاز بگيرد ، آب دهن و اشك [ انسان ] جارى مىشود .
بشر بن معتمر مىگويد :
موش بيش ، بيش خود را * دوست مىدارد بيش از سوسمار 3 خرما را
الخوزى مىگويد : گياهى به نام بوحا 4 همراه با « بيش » مىرويد ، آن را همراه « بيش » از هند مىآورند . فايدهاش همان فايده بيش موش است و آن حيوانى كوچك است كه در ريشهء بيش زندگى مىكند .
( 1 ) . نام فارسى است ، آن را به عربى فارة البيش مىنامند ، تاج العروس ،
IV
، 285 ؛
I , Vullers
، 301 .
ابن سينا ، 133 و بيطار ، 395 نيز از آن نام مىبرند .
( 2 ) . باذزهر البيش .
( 3 ) . ضب ، نك . شمارهء 52 ، يادداشت 3 .
( 4 ) . نسخهء الف : بوحاتى ، نسخهء فارسى : يوحا بايد خواند بوحا قس . ابن سينا ، 133 ؛
I , Vullers
، 274 ؛
Low , Pf .
، 175 .
196 . بيقية 1
اطيوس مىگويد كه اين دانهاى شبيه عدس است ؛ تروتازهاش را به ويژه در بهار هنگام گرسنگى مىخورند .
حنين مىگويد كه اين غذاى دام در شام و مصر است .
( 1 ) . از يونانى -
Vicia Cracca L .
يا
Vicia sativa L .
؛ ابن سينا ، 108 ؛ غافقى ، 131 ؛ نيز نك .
II , Low
، 490 .