* بين بيش و سنبل هيچگونه ارتباطى 19 وجود ندارد و آنچه [ در بالا ] ذكر شد ، زهرهايى ديگر غير از بيش است . 20
* * بشر السجزى مىگويد : [ بيش ] پنج نوع است كه در ميان آنها هلهل سريعتر مىكشد ، آن در سنبل يافت مىشود و به عنبر 21 مىماند ؛ يك خردل از آن مىكشد و بويش نيز گاهى كشنده است ، وانگهى ترياق نيز سودى ندارد . بخش اعظم آنچه در سنبل يافت مىشود پوشيده از مو 22 و به رنگ سياه و سفيد است . 23
ابن مندويه مىگويد كه كالكوت 24 به سعد مىماند . برخى از مردمان مىگويند كه آن سريعا مىكشد . گاهى آن را در سر نيزه وارد مىكنند و اين زيانآور است . اين [ نوع بيش ] ندرتا در سرزمينهاى اسلام يافت مىشود . آن نوع كه لباسها را با آن زهرآلود مىكنند ، كلكل 25 ناميده مىشود . خياطان آنها را با انگشتان پوشيده مىدوزند .
برخى از هندىها مىگويند كه هلاهل و كالكوت دو نام است براى يك [ ماده ] و آن نوعى بيش سياه متمايل به رنگ زنگار است . اما برهمن سفيد بىضررترين نوع است كه به وج مىماند و براى درمان به كار مىرود . اين رنگ سپس [ به تدريج ] از سفيدى دور مىشود و زيان آنها چنان افزايش مىيابد كه شودر سياه رنگ در محل شكستگى ، مضرترين است . [ بيش ] هرچه كلفتتر و شاخهها و چينهايش كمتر باشد ، تأثيرش شديدتر است . بدترين زمان براى مصرف [ بيش ] ، [ فاصله ] بين نزديك شدن طلوع خورشيد تا نيمروز است .
دربارهء « هلهل » گفته شده است كه آن شبيه « قسط » است و ازاينرو از چشيدن قسط نفرت دارند .
نوع ديگر [ بيش ] - شرنك ، سعد ناميده مىشود و اين به دليل شباهت ميان آنهاست .
آن در كوهى به نام كاليدهار 26 در مرز كشمير كنار ويهند مىرويد .
داروگران مىگويند كه مقدارى [ بيش ] در هلاوش 27 و در قسط و كروه يافت مىشود .
آن را از راه خيساندن [ آنها ] در آب ، جدا مىكنند . در اين عمل بيش رسوب مىكند و كروه به روى آب مىآيد .
( 1 ) . واژهء بيش كه بهطور يكسان در كتابهاى پزشكى به زبانهاى عربى و فارسى به كار مىرود ، از وشه ( زهر ) سانسكريت مىآيد و عمدتا به معناى سمىترين نوع بيش
Aconitum ferox Wall .
و انواع نزديك
Ranunculaceae
است ، ابو منصور ، 85 ؛ ابن سينا ، 119 ؛ غافقى ، 181 ؛
Dutt
، 98 . متن عربى اين عنوان با ترجمهء انگليسى را در سال 1937 مهيرهوف در شرح بر فصل مربوط غافقى ، 181 ، انتشار داده بود .
سپس اين عنوان از نو به زبانهاى فرانسه و انگليسى چاپ شد ، نك . مهيرهوف ،
Etudes
، 150 - 151 ، نيز