تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
( « بابورنامه » ترجمهء م . سليه ، تاشكند 1958 ، ص 327 ) . ( 6 ) . نسخه‌هاى الف ، ب ، پ : المر ، بايد خواند : المزّ ؛ قس . لسان العرب ،
II
، 382 ؛ نسخهء فارسى : ترش شيرين . ( 7 ) . الافشرجة از افشره فارسى . ( 8 ) . الانبجات جمع الانبج . ( 9 ) . سنكبيل انبه ،
II , Vullers
، 148 : شنكليل و ديگر صورت‌ها ، اما سنكبيل را نمىآورد . ( 10 ) . ليمو انبه . ليمو ، نك . شمارهء 961 . ( 11 ) . هليله انبه . هليله نك . شمارهء 1097 . ( 12 ) . يعنى او انبجات را با افشرجات برابر شمرده است . ( 13 ) . المربّيات . ( 14 ) . اين مرباها را با عسل تهيه مىكردند (
Lane
، 2755 : انبجات ) .

103 . انفاقين 1

- غوره ابو معاذ [ و ] على بن ربن الطبرى 2 مىگويند كه اين ، نام غوره به زبان رومى است . صهاربخت در چند جا از شيرهء غليظ غوره نام مىبرد و آن را امفاقيون مىنامد . ماسرجويه مىگويد كه روميان هر چيز گس 3 را انفاقين مىنامند . ( 1 ) . يونانى ،
Uvae acerbal
لاتين ؛ ديوسكوريد ،
V
، 5 ؛
I , Dozy
، 41 . ( 2 ) . على بن ربن الطبرى ، نسخهء فارسى : ابو معاذ از على بن زيد حكايت كند . ( 3 ) . نسخه‌هاى الف ، ب ، پ : كل شى عصر ، بايد خواند كل شى عفص ، نسخهء فارسى : هر ميوهء كه در وقت تازكى و عضاضت [ غضاضت ] باشد . . . يعنى مىخواند : غضّ .

104 . انجير آدم 1

اين به معناى تين آدم 2 است . [ انجير آدم ] ميوه‌اى است بزرگ‌تر از گردو ، سياه مايل به خرمايى ، صاف ، سخت ، گرد و به گونه‌اى پهن همانند انجير . آنها را از كوه‌هاى كابل براى زن‌هايى مىآورند كه از آن استفاده مىكنند تا فربه شوند . مىگويند كه در آن كوه‌ها حيوانى وجود دارد شبيه خرگوش كه گوسفندان را در چراگاه‌ها دنبال مىكند و شير آنها را مىمكد ، و كسى كه از گوشت اين حيوان بخورد درجا ديوانه مىشود يا مىميرد . اين حيوان زير درختى كه شاخه‌هايش شبيه بيد است
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى ) — صفحة 276 | أبو ريحان البيروني / باقر مظفرزاده