پنهان مىشود . اگر شاخهاى از آن را همراه چوبها آتش زنيم ، كسى كه با اين آتش خود را گرم كند بيهوش مىشود و گاهى نيز مىميرد . 3 مىگويند كه اين نيز درخت انجير آدم است . 4
( 1 ) . در ديگر منابع عربى نوشته نشده است . فقط مؤلف محيط اعظم (
I
، 217 ) با رونويسى از نسخهء فارسى ، اين عنوان را مىآورد و در آغاز از خود مىافزايد : انجير آدم اسم جميز است - « انجير آدم نام [ ديگر ] جمّيز [
Ficus sycomorus L .
] است » . قس . نام آلمانى درخت انجير
Die Adams Feige
است ( اننكوف ، 145 ) ، نسخهء فارسى در پى آن و محيط اعظم : اين گياه به هندى كله ( ؟ ) ناميده مىشود . بيرونى در شمارهء 167 يادآور مىشود كه داروگران غزنه مىگويند كه « بل » يعنى .
Aegle marmelos Corr
، نيز انجير آدم است .
( 2 ) . تين آدم ترجمهء عربى انجير آدم فارسى است .
( 3 ) . بيرونى در شمارهء 117 نيز در اينباره يادآور مىشود .
( 4 ) . اين عنوان در
Picture
، 111 درج شده است .
105 . انثاميس 1
- بابونه
اين يكى از گونههاى بابونج يعنى « بابونه وحشى » 2 است .
( 1 ) . ( ديوسكوريد ،
III
، 131 ) -
Anthemis nobilis L .
؛ غافقى ، 151 ؛ عيسى ، 5 18 .
( 2 ) . الاقحوان البرى ، نك . شمارهء 84 .
106 . انفحة 1
- پنير مايه
[ پنير مايه ] به سريانى مسوتا 2 ، به سجستانى روك 3 ناميده مىشود و مشهور به پنير مايه 4 بهمعناى « خمير مايه پنير » است زيرا آن را لخته مىكند و به پنير تبديل مىكند .
[ پنير مايه ] شير لخته شده در شيردان 5 حيوان نوزاده است پيش از آنكه از چيزى جز شير تغذيه كند .
در كتاب الحيوان ارسطو ، پنير مايه . . . 6 ناميده شده است .
بين پنير مايههاى ذكر شده در كتابهاى پزشكى ، پنير مايه فك 7 نوشته شده است و اين حيوانى چهارپاست كه گوشهاى بيرونزده ندارد ، مىزايد و تخم نمىگذارد .
ارسطو مىگويد : هر حيوانى كه مثل خود را بزايد دو گوش دارد به استثناى فك و دلفينها 8 .
نيروى پستانهاى فك با نيروى خايهء بيدستر برابر است .