( 7 ) . هينگ ، قس .
Platts
، 1246 ؛
Dutt .
، 176 .
( 8 ) . هنگرترى .
( 9 ) . السرخسى منه ، نسخهء فارسى : برخسى .
108 . انجرة 1
- گزنه
اورباسيوس آن را [ به نام ] اقاليفى 2 ذكر مىكند و آن به عربى قرّيص 3 است .
ابو معاذ مىگويد كه [ انجره ] به فارسى گزنه 4 ناميده مىشود .
من اين گياه را در جرجان در كنار راهها ديدم . اگر با پوست تماس يابد ، سبب سوزش و خارش مىشود . قسطا مىگويد كه اگر [ گزنه ] بيش از اندازه به بدن ماليده شود ، موجب مرگ مىشود . در جرجان شنيدم كه با آن غذا تهيه مىكنند .
قسطا مىگويد : تخم [ گزنه ] به رنگ آبى ، صاف ، مسطح و كوچك است . برخىها آن را با تخم كتان مقايسه مىكنند ازآنرو كه براق و صاف است . اما بين آنها شباهتى وجود ندارد زيرا آن گرد است و مانند تخم كتان كشيده نيست . [ تخم گزنه ] از نظر رنگ ، صاف بودن و لعاب بيش از همه به تخم مرو شبيه است و فقط با تخت بودن خود با آن تفاوت دارد ، تخم مرو نيز گرد است و آن تيزى گزنده زبان را كه تخم گزنه از آن برخوردار است ، ندارد . 5
( 1 ) .
Urtica urens L .
يا
U . dioica L .
؛ سراپيون ، 272 ؛ ابو منصور ، 18 ؛ ابن سينا ، 35 ؛ غافقى ، 74 ؛ ميمون ، 14 . عنوان در نسخهء الف : بزر الانجرة ؛ اين عنوان در نسخههاى ب ، پ و
Picture
، 110 ، در ادامه عنوان قبلى آمده است .
( 2 ) . نسخهء الف : افاليقى ، بايد خواند اقاليفى - يونانى ، ديوسكوريد ،
IV
، 76 ؛
Low , Pf .
، 356 .
( 3 ) . القريص نك . شمارهء 828 ؛ نسخهء الف در حاشيه : به سريانى قاروصبثو ، قس .
III , Low
479 - 480 .
( 4 ) . كزنه ، قس .
II , Vullers
، 830 ؛ نسخهء پ : كرنه .
( 5 ) . كازرونى ( 55 ب ) و محيط اعظم (
I
، 212 ) اين عنوان را با اندك تغييراتى آوردهاند .
109 . انبوب الملك 1
- « نىلبك سلطان »
الدمشقى مىگويد كه اين نوعى حى العالم 2 است .
( 1 ) . در ديگر منابع انبوب الراعى « نىلبك چوپان » ، ميمون ، 162 ؛ عيسى ، 1 167 ؛
II , Dozy
، 633 .